بررسی تطبیقی استعاره در عربی و فارسی
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22091/npa.2025.13013.1035چکیده
استعاره از مهمترین گونههای مجاز است که در هر زبانی جایگاه ویژه دارد؛ اما نوع نگاه به آن در زبانهای مختلف، متفاوت است. در زبان عربی و فارسی، مشابهتهای این بحث، بیش از تمایزهاست؛ به گونهای که غالب مباحث استعاری کتابهای بلاغی عربی به فاصله دو یا سه قرن در کتابهای فارسی تکرار شده است. این مقاله در شیوهای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی به بحث استعاره در زبان فارسی و عربی پرداخته است. مبحث استعاره در کتابهای عربی، پنج مرحله آغاز، رشد، شکوفایی، رکود و نوگرایی را تجربه کرده و در فارسی با تحولات کمتر، سه مرحله پیدایش، گسترش و ویرایش را از سر گذرانده است. دوره پیدایش با دوره آغاز و رشد؛ دوره گسترش با دوره رکود و دوره ویرایش با دوره نوگرایی عربی قابل تطبیق است. متأسفانه بلاغت فارسی از دوره شکوفایی بلاغت عربی بهره چندانی نگرفته است؛ از این رو نگاه تحلیلی و زیباییشناسانه در آن کمرنگ است. پژوهشهای امروز دو زبان به مباحث انتقادی، بهرهگیری از مطالعات استعاری زبانهای دیگر و نگاه زبانشناسانه متمایل شده که در این میان، توجه به ماهیت زبان و بومیگرایی در استعارهپژوهان فارسی برجستهتر است. عدم توجه به تدوین فرهنگ استعاری، بیتوجهی به انواع و سبکهای ادبی در پژوهشهای استعاری و کمتوجهی به سیر تحول استعاره در متون ادبی از نقاط ضعف استعارهپژوهی دو زبان است.