بررسی زبان زنانه در رمان «الفتاة الأخیرة» اثر نادیا مراد بر اساس نظریه رابین لیکاف

نویسندگان

1 کارشناس ارشد ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22091/npa.2025.12213.1028
چکیده

در اواخر دهه شصت میلادی تغییرات عمیق اجتماعی مشاهده می شود. یکی از آن‌ها رواج تفکرات فمینیستی و بررسی جنسیت زبان در حیطه ادبیات بود. رابین لیکاف که یکی از جامعه شناسان مشهور است با نگارش کتاب زبان و جایگاه زن در این دوره توانست یکی از نوین‌ترین نظریه‌های زبان و جنسیت را خلق کرده و با استفاده از جایگاه اجتماعی زنان و کاربرد زنان نزد این جنسیت به بررسی تفاوت‌های سبک زبان زنان و مردان پرداخته و با استفاده از سه محور واژگان، دستور و آوا، مؤلفه‌های لازم به منظور دریافت تفاوت‌های سبکی زبان زنان و مردان را ارائه کرد. پژوهش کنونی با روش توصیفی-تحلیلی و آماری و تکیه بر نظریات جامعه شناسی زبان (لیکاف) و محورهای آن به بررسی گفتار زنانه در رمان «الفتاة الأخیرة» نوشته نادیا مراد پرداخته تا میزان همپوشانی این نظریه در رمان مذکور را مشخص کند. داده‌های حاصل نشان می‌دهد نویسنده در محور واژگان از زبان زنانه، تشدید کننده، تردید نما، سوگندواژه‌، رنگ‌واژه و واژگان عاطفی به‌منظور بیان زبان زنانه در رمان خود بهره برده و در زمینه دستوری نویسنده در این راستا از جملات نیمه تمام، پرسشی، تعجبی استفاده کرده است. حضور نیروهای داعش در فضای این رمان باعث شده زنان قدرت گفتار بالایی نداشته و این امر نوعی ضعف زبانی وناسازگاری در محور آوایی رمان شده است.