شناسایی حقوقی اقلیتهای درون گروههای اقلیت در اندیشههای آیلیت شاشار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی
2 استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22034/jlr.2018.112511.1082چکیده
اگر مهمترین فاعل شناسایی حقوقی گروههای اقلیت را در جامعه سیاسی همانا دولت مرکزی فرض کنیم و گروههای اقلیت را موضوع مطالعات چندفرهنگگرایی از منظر حقوقی بدانیم، ممکن است از دیگر بازیگران عرصهی چندفرهنگگرایی که حامل هویتهای چندگانهی فرهنگی و دارای مطالبات متنوع حقوقی هستند، غافل شویم. آیلیت شاشار با بیان نظریهای در خصوص بایستههای درونی شناسایی گروههای اقلیت، در مقام آن است که از هویتهای چندگانهی گروههای درونِ گروههای اقلیت در برابر رهبران گروه محافظت کند. لذا محافظتهای بیرونی گروههای اقلیت اگر در مسیر شناسایی حقوقی، هویت های افراد درون این گروهها را نادیده بگیرد، چیزی جز شناسایی ناقص حقوقی هویتهای فرهنگی نتیجه نمیدهد که در نهایت به بازتولید و تقویت ساختارهای هویتیِ غیر دموکراتیکِ درون این گروه ها منجر میشود. نظریهی شاشار در پی آن است که شناسایی همزمان هویتهای فرهنگی را از جانب فاعلین متنوع شناسایی حقوقی مطالبه کند . در این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی به صورت کتابخانهای بدنبال پاسخگویی به این پرسش هستیم که آیا شناسایی حقوقی گروه های درون اقلیت می تواند مولفه ای برای شناسایی خود گروه های اقلیت باشد که ظاهرا نه تنها پاسخ مثبت است بلکه یکی از بایسته های شناسایی حقوقی اقلیت ها به نظر میرسد.