تاثیر پراگماتیسم بر تفسیر حقوقی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه شهید بهشتی
2 دانش آموخته دکتری حقوق خصوصی دانشگاه قم
doi
10.22034/jlr.2018.113135.چکیده
پراگماتیسم، دیدگاهی است که فارغ از آغاز و ذات اشیاء به دست آورد و نتایج و واقعیتهای عملی آن چیز میاندیشد. از این تعریف میتوان تأثیر گسترده پراگماتیسم بر همه علوم اجتماعی را درک کرد. در عرصه حقوق نیز در آغازین سالهای قرن بیستم، تأملات پراگماتیستی جولان دادند. در مقاله حاضر به تأثیر این نگرش بر تفسیر قضایی پرداختهایم. بدین منظور، چهارچوب و ارکان تفسیر کلاسیک را برشمرده ایم و در برابر، تأثیر پراگماتیسم را بر هر یک از ابعاد مطالعه نمودهایم. هدف منطق کلاسیک حقوق، تمایز نگاه صواب از ناصواب است. اما از نگاه پراگماتیستها همه رویکردها، حتی آنها که کاملا در برابر هم صف میکشیدند میتوانند درست باشند. در بعد تفسیری، رویکرد کلاسیک، متن گرا و نظام مند است. نظام مندی تفسیر سنتی در چند بعد تجلی مییابد: ماهیت شناسی، اصول محور بودن و تفسیر منطقی. در برابر، پراگماتیسم حقوقی بافتار گرا و فاقد انسجام تفسیری، ماهیت گریز و استقرا گراست.