واکاوی هوش معنوی در داستان «خلیل کافر» جبران خلیلجبران بر پایه دیدگاه رابرت ایمونز
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی. دانشگاه گیلان. رشت. ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات عربی، دانشگاه گیلان. رشت. ایران
doi
10.22091/npa.2025.10927.1020چکیده
هوش معنوی به مهارتها، تواناییها و رفتارهای لازم برای توسعه و حفظ ارتباط با منشأ غایی همه موجودات، کامیابی در جستجوی اهداف زندگی و یافتن مسیر اخلاقی درست که به رستگاری ما در زندگی کمک میکنند، اشاره دارد. این هوش که مبتنی بر ارزشها، باورها و عملکردهای انسان است، این توانمندی را به او میدهد که در شرایط گوناگون، رشد و تعالی را در واقعیتهای زندگی جستجو کند. رابرت ایمونز (Emmons Robert) (زادۀ 1958) استاد دانشگاه کالیفرنیا و پژوهشگر روانشناسی شخصیت، روانشناسی عاطفه و روانشناسی دین در زمره نخستین کسانی قرار دارد که به کشف هوش معنوی دست یافته است. از آنجا که جبران خلیل جبران، نویسنده لبنانی (1883-1931) در برخی از آثار خود از آموزههای قرآن کریم و تصوف اسلامی بهره گرفته است، میتوان منظومه فکری او را در آثارش مرتبط با هوش معنوی دانست. لذا کارکردها و مؤلفههای این هوش در داستان «خلیل کافر»، موضوع این پژوهشِ مبتنی بر رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی قرار گرفته است. یافتهها حاکی از آن است که گرچه جبران خلیلجبران در داستان «خلیل کافر» مستقیماً به هوش معنوی اشاره نکرده است؛ اما از آنجا که رویکرد آثارش به ابعاد هوش معنوی اعم از بُعد عقیدتی و شناختی، بُعد احساسی و عاطفی و بُعد ارادی بسیار متمایل است؛ بنابراین، این فرضیه را که جبران به طور غیر ارادی در آثارش از تصاویر و مبانی این هوش بهره برده است، قوت میبخشد. با مطالعه داستان «خلیل کافر»، میتوان دریافت که وی به طور ناخودآگاه از هوش معنوی در جهت رشد و تعالی انسانهای فرودست جامعه و ارتباطشان با خداوند و دیگران بهره گرفتهاست.