خوانش ساختار زمانمندی در رمان «الجنّیة» غازی قصیبی (بر اساس نظریه زمان ژرار ژنت)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان وادبیات عربی، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه قم، قم ، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22091/npa.2025.12526.1032چکیده
زمان در روایت یکی از مؤلفههای اساسی و جداییناپذیر است که خط سیر روایت بر اساس آن پیش میرود. با تجسّم زمان در داستان، میتوان به درک بهتری از ساختار زمان و اهمیت آن در روایتهای داستانی دست یافت. در دهههای اخیر، این مقوله توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است، که از جمله آنها میتوان به ژرار ژنت، منتقد ساختارگرای فرانسوی، اشاره کرد. او میان زمان متن و زمان داستان تمایز قائل شده و آن را به سه جزء تقسیم میکند: نظم، تداوم و بسامد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیلی، به نقد و بررسی مؤلفههای زمانمندی روایی در رمان «الجنّیة» غازی قصیبی بر مبنای نظریه ژرار ژنت میپردازد. از مهمترین یافتههای این جستار میتوان به این نکته اشاره کرد که غازی قصیبی با قرار دادن طرح روایت در ساختاری غیرخطی و به کارگیری تکنیکهایی چون ترتیب، تداوم و بسامد، توانسته است داستانی چندلایه با مضامینی بیسابقه خلق کند. این تکنیکها نقشهای کلیدی در شکلگیری ساختار رمان ایفا کردهاند. زمانپریشی با دو حالت گذشتهنگر و آیندهنگر اهمیت بالایی در معرفی شخصیتهای جدید، آشنایی با پیشینه آنان، کشف ماهیت تعاملات شخصیتها و حرکتبخشی به سیر حوادث داستان ایفا کرده و خواننده را برای پیگیری تحولات آتی تحریک میکند. مقوله تداوم زمان نیز با شکلهای گوناگون از جمله درنگ، حذف، خلاصه و صحنه نمایشی، در تسریع یا کندی سرعت حوادث و به تصویر کشیدن ایدئولوژی شخصیتها مؤثر بوده است. همچنین، بسامد تکمحور در مقایسه با دیگر انواع بسامد، در این رمان از گسترش بالایی برخوردار است و این امر نشاندهنده تنوع روایتی و عمق معنایی اثر است.