رهیافتی نو بر ترجمههای نهجالبلاغه در پرتو تحلیل مؤلفههای معنایی واژگان
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلیسینا
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلیسینا
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلیسینا
doi
10.22084/nahj.2017.11210.1650چکیده
از جمله شیوههای جدید دستیابی به معانی واژگان که از زمان پیدایش آن در دانش معنیشناسی دیری نمیگذرد، فرآیند تجزیه و تحلیل مؤلفههای معنایی واژگان است. در این روش، برای پی بردن به ماهیّت دقیق و همچنین تفاوتهای معنایی بین واژگان به نسبت هممعنا، اجزا و آحاد تشکیلدهندۀ معنای یک واژه مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد و با تبیین تفاوتهای موجود بین آحاد معنایی مختلف، علاوه بر دستیابی به معنای دقیق، ظرافتها و تفاوتهای معنایی بین واژگان مترادف نیز کشف خواهد شد. مطالعات کنونی ترجمه، درصدد آن است تا با کاربست نظریههای جدید معنیشناسی در حوزۀ ترجمه، راهگشای مترجمان و ترجمهپژوهان برای تحقق تعادل ترجمهای باشد. در این جستار کوشیدهایم تا ضمن معرفی این روش به عنوان رویکردی نوپا در حوزۀ معنیشناسی، با روشی توصیفی- تحلیلی به نحوۀ بر ابریابی واژگان بر مبنای تحلیل مؤلفهای اشاره نماییم. بدین منظور با انتخاب پنج ترجمۀ فارسی از خطبههای نهجالبلاغه شامل ترجمههای آقایان جعفری، دشتی، شهیدی، فقیهی و فیضالاسلام به واکاوی عملکرد مترجمان در شیوۀ ترجمۀ شماری از واژگان نشاندار نهجالبلاغه و شیوۀ انتقال مؤلفههای معنایی چنین واژگانی پرداختهایم. بـرآیند این جسـتار حاکی از آن است که توجه ناکافی به آحاد تشکیلدهندۀ معنای یک واژه، علاوه بر اینکه در انتقال سبک و ایدئولوژی نویسنده تأثیر سوئی برجای میگذارد، زمینهساز برابریابی غیردقیق واژگان نیز خواهد شد.