نگاه مادران به پدیده کنار هم خوابیدن والد ـ کودک: پژوهشی کیفی بر مبنای نظریه فرهنگی آشیانه رشدی

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 استادیار دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشگاه فردوسی

doi
چکیده

دیدگاه مادران درباره پدیده کنار هم­ خوابیدن براساس نظریه آشیانه رشدی سوپر و هارکنس بررسی شد. با 13 مادر دارای حداقل یک کودک 3 تا 6 ساله، در دو گروه کنارهم خواب و جداخواب، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. از رویکرد کیفی پدیدارشناسی و شیوه تحلیل کلایزی استفاده شد و پاسخ­ ها بر اساس خرده سیستم ­های نظریه آشیانه رشدی، مفهوم­ بندی شدند. در بخش موقعیت فیزیکی، نقش همشیرها در جداخوابی و غیبت مکرر پدر یا رضایت وی در کنار هم­ خوابیدن مطرح شد. در حوزه آداب و رسوم فرهنگی و روان­شناسی مراقب نیز با وجود اعتقاد هر دو گروه بر نقش کنار هم­خوابیدن در ایجاد رابطه عاطفی، مادران جداخواب در خواباندن کودک در اتاق خودش در جهت کسب استقلال کودک و کاهش ترس از تنهایی او، تلاش می­ کردند. در هر دو گروه نگرانی از تأثیر آگاهی زودهنگام کودک از روابط جنسی و تأثیر وضعیت خلق و خوی کودک در انتخاب نحوه خواباندن مطرح شد. والدین برای شکل­ گیری رابطه عاطفی قوی، کنار هم­ خوابیدن را تا پایان شیرخوارگی و گاهی تا پیش ­دبستانی، ضروری می­دانند. تمایل آن­ها بر جداسازی کودک پیش­ دبستانی به دلیل کاهش وابستگی و جلوگیری از آگاهی کودک از روابط جنسی است. در دیدگاه مادران، کنار هم­ خوابیدن تا سن دبستان پدیدۀ نابهنجاری تلقی نمی ­شود.

کلیدواژه‌ها