کارکرد سطح توصیف الگوی نورمن فرکلاف در تحلیل گفتمان انتقادی رمان برید اللیل
نویسندگان
1 کارشناس ارشد ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22091/npa.2024.10663.1018چکیده
گفتمان، حاصل مطالعه زبان به عنوان یک پدیدهی اجتماعی یا رویکرد جامعهشناختی به مقوله زبان است و دلالت بر آن دارد که متن امری اجتماعی است که در خلال روابط اجتماعی و نه مستقل از آن تکوین مییابد. تحلیل گفتمان روشی نوین برای پژوهش در متنهای ارتباطی است. در این رویکرد برخلاف تحلیلهای سنتی زبانشناسانه دیگر صرفا با عناصر نحوی تشکیل دهندهی جمله به عنوان عمدهترین مبنای تشریح معنا روبرو نیستیم؛ بلکه فراتر از آن به عوامل بیرون از متن، یعنی بافت موقعیتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ارتباطی و مانند آن میپردازیم. تحلیل انتقادی گفتمان نگرشی است که در سالهای اخیر به وجود آمده و به تبیین روابط میان گفتمان و قدرت اجتماعی میپردازد؛ این نوع تحلیل مشکلات اجتماعی را مورد توجه قرار داده و مفاهیمی چون طبقه، نژاد، جنسیت، فمینیسم، هژمونی، نابرابری و امثال این عوامل را بررسی میکند. نورمن فرکلاف از بزرگترین نظریهپردازان در این رویکرد به شمار میرود. او تحلیل انتقادی گفتمان را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مدنظر قرار میدهد. به باور وی در داخل متن مجموعهای از عناصر وجود دارد که نه تنها به یکدیگر مرتبط بوده بلکه کلیتی را میسازند که بدان گفتمان میگویند. هدی برکات نویسندهی لبنانی معاصر در کتاب برید اللیل به بررسی زندگی مهاجران و آوارگان و پناهندگی میپردازد. در این تحقیق براساس روش توصیفی ـ تحلیلی و به هدف تببین و تحلیل سطح توصیف گفتمان انتقادی به بررسی رمان "برید اللیل" پرداخته شد. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آنست که کاربست واژگان هم معنا، متضاد، همنشین، تکرار، رسمی و محاورهای و استفاده از استعاره بستر مناسبی برای توصیف شرایط مهاجران عرب در کشورهای اروپایی است.