بررسی اختلاف میان رئالیسم و ضدرئالیسم در مسئلة استقلال جهان از ذهن

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.

2 دانشجوی دکتری فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.

doi
10.30479/wp.2023.18448.1036
چکیده

اختلاف اساسی میان رئالیسم و ضدرئالیسم، دربارة «استقلال» یا «وابستگی» جهان به ذهن انسان است. حالت‌های مختلف وابستگی یک شیء به شیء دیگر، عبارتند از: وابستگی علّی، اگر موجودی علت بوجود آمدن موجودی دیگر باشد، موجود دوم وابستگی علّی به موجود اول دارد. وابستگی وجودشناختی، اگر موجودی هم در وجود و هم در استمرار وجود، وابسته به موجود دیگر باشد، این رابطه وابستگی وجودشناختی است. وابستگی ساختاری، یعنی واقعیت ساختاری معین ندارد، بلکه ساختار دستگاه ادراکی انسان، به جهان ساختاری خاص می‌بخشد. وابستگی در تشخّص و طبقه‌بندی، یعنی طبقه‌بندی و مرزبندی اشیاء وابسته به طرح‌های مفهومی ذهن انسان است. بر اساس رئالیسم متافیزیکی، نه‌تنها وجود اشیاء طبیعی مستقل از انسان است، بلکه مصنوعات بشری نیز گرچه به‌لحاظ علّی وابسته به انسانند، اما به‌لحاظ وجودشناختی مستقل‌اند. نظریه‌های ضدرئالیستی متنوع بوده و هر یک، معنای خاصی از وابستگی جهان به ذهن را ادعا می‌کنند. نظریه‌های ایدئالیستی جهان و همة اشیاء موجود در آن را چیزی جز ایده‌های ذهنی نمی‌دانند. نظریه‌های نسبی‌گرا استقلال علّی و وجودشناختی جهان از ذهن انسان را می‌پذیرند، اما مدعی هستند ساختار جهان وابسته به ذهن انسان است. نظریه‌های موسوم به ساخت‌گرایی، بیشتر بر وابستگی در تشخّص و تمایز اشیاء تکیه می‌کنند، یعنی طبقه‌بندی اشیاء و تمایز اشیاء از یکدیگر را وابسته به ذهن انسان می‌دانند که اگر ذهن انسان نباشد، جهان شامل این طبقه‌بندی و مرزبندی میان اشیاء نخواهد بود؛ نه اینکه اشیاء وجود دارند و ذهن انسان به‌گونه‌ای دیگر آن را بازنمایی می‌کند، بلکه اشیاء مستقل از ذهن انسان وجود ندارند.