واکاوی مفهوم اختیار در تفکر هانری برگسون

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

doi
10.30479/wp.2023.19062.1050
چکیده

اختیار از مباحث مهم در فلسفة برگسون است. او تمام استدلال‌های مخالفان اختیار یعنی حتمیت‌گرایان و اختیارگرایان را نوعی نمادسازی هندسی ناشی از خلط زمان با فضا می‌داند و آنها را نفی می‌کند. از دیدگاه وی، حتمیت‌گرایان از دو طریق قانون بقای انرژی و تجربة روان‌شناسانه، دو گونه حتمیت فیزیکی و روانی را مطرح می‌کنند و طرف‌داران اثبات عقلی اختیار نیز با استفاده از قدرت خیال، فعل را پس از انجام آن در نظر گرفته‌اند که این امر تصویر فعل در فضاست، نه خود فعل، چراکه خود فعل در حین اجراست. اما اختیار برگسون مبتنی بر زمان حقیقی (دیرند) است و از نظر وی، دیرند افق دنیای درون است که برخلاف زمان ریاضی (زمان دروغین)، دارای ویژگی توالی بدون تمایز است. اختیار از این بستر ظهور می‌کند و ما به‌طور بی‌واسطه (شهودی) آن را درمی‌یابیم. بنابراین، اختیار مد نظر برگسون، غیر قابل تعریف است، چراکه اگر به‌مدد کلمات و مفاهیم و عقل، آن را تعریف کنیم، آن را تحریف کرده‌ایم، زیرا این‌ها نمادهای فضایی فعل آزادند، نه خود آن.