دین در وضعیت پستمدرن؛ از فضای ریزوماتیک تا اسارت در ماتریکس ذهن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی، بررسی مسائل اجتماعی ایران، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.
2 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.
doi
10.30479/wp.2023.18187.1030چکیده
دین از مهمترین پدیدههای بشری است که در هر دوره تاریخی، جایگاهی ویژه در دستگاه نظری اندیشمندان و متفکران حوزه علوم انسانی داشته است. بسیاری از اندیشمندان، دوران مدرنیته و ظهور عصر روشنگری را دوران افول دین دانستهاند. اما ظهور عصر پستمدرنیته زنگ خطری برای عصر مدرن و مفاهیم برساختۀ این دوره بود. در این پژوهش سعی بر آن است که مقولهای چون دین را از منظر اندیشمندان پستمدرن مورد بررسی قرار دهیم. بر همین اساس، دین از منظر اندیشمندان جریانساز پستمدرن چون دلوز، دریدا، لیوتار و بودریار بررسی شده و نوع نگاه هر کدام به دین را بر مبنای دستگاه نظریاش مورد بررسی قرار دادهایم. نتایج این بررسی نشان داد که دین در عصر پستمدرن نیز با تناقضهای متعددی روبهرو است که این تناقضها نشاندهنده عدم سازگاری بنیانهای معرفتی دین و پستمدرنیته است. بر مبنای نتایج این پژوهش و نوع نگاه متفکرین پستمدرن، میتوان ادعا کرد که بنیانهای معرفتی و شناختی دین و پستمدرنیته، با یکدیگر سازگاری ندارند.