روابط خانوادگی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس: یک مطالعه پدیدارشناختی
نویسندگان
1 دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشیار پژوهشکده خانواده دانشگاه شهید بهشتی
3 دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی
4 استاد دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی
5 دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
اهمیت روابط خانوادگی فرد به عنوان شاخص مهمی در سلامت روان و بهبود کیفیت زندگی، در مبتلایان بیماریهای مزمنی مانند اماس دوچندان میشود. مطالعه حاضر که با هدف بررسی تجارب مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس در زمینه روابط خانوادگی، صورت پذیرفته یک پژوهش کیفی به شیوه پدیدارشناسی است. مشارکتکنندگان 15 نفر بودهاند که به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه عمیق و تفسیر دادهها به روش کلایزی و رویکرد IPA انجام شده است. نهایتا سه خوشه اصلی در حیطه روابط خانوادگی مبتلایان به دست آمد که عبارتند از «روابط با والدین»، «روابط زناشویی» و «رابطه با فرزندان». هر یک از این خوشهها دارای دو خوشه فرعی هستند که عبارتند از: خوشه اول؛ تعارضات والدینی و درونخانوادگی، حمایتهای خانواده، خوشه دوم؛ روابط عاطفی و روابط جنسی و خوشه سوم؛ فرزندان و فرزندآوری. روابط خانوادگی یکی از دغدغههای عمده مبتلایان به اماس در همه سطوح والدین، فرزندان و روابط زوج میباشد. همان طور که حضور تعارضات مزمن در خانواده به عنوان یکی از عوامل ابتلا به بیماری و تشدید علائم میباشد، روابطی همراه با همدلی و درک و حمایت میتواند به بهبود بیماری، همکاری بیمار برای درمان، ارتقای کیفیت زندگی و کاهش احتمال عود منجر شود.