کارآیی حق وتو در پیشگیری از نقض حقوق بشر با تاکید بر مناقشه فلسطین
نویسندگان
1 دانشگاه شهیدبهشتی تهران
2 استادیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
شورای امنیت سازمان ملل متحد مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بینالمللی را بر عهده دارد. واژه «وتو» در منشور ملل متحد وجود ندارد بلکه برآمده از مفهوم بند 3 ماده 27 منشور است که تصمیمگیری در خصوص مسائل خارج از آیین کار را مستلزم رای 9 عضو میداند که شامل 5 عضو دائم نیز باشد. از نظر تاریخی، حق وتو را باید سازوکاری دانست که پس از جنگ جهانی دوم زاده شده و در اختیار اعضای دایم قرار گرفته است. همواره مباحث زیادی در باب ماهیت و بکارگیری این حق مطرح شده است. از یکسو؛ دیدگاه سنتی به صلح و امنیت بینالمللی تغییر یافته و شورای امنیت وظیفه رعایت موازین حقوق بشر را نیز بر عهده دارد. از سوی دیگر؛ جامعه جهانی با استفاده از حق وتو توسط برخی اعضای دایم شورا در موارد نقض حقوق بشر دچار تناقض گردیده است. در این خصوص، مطالعه موردی فلسطین راهگشا است. در این مناقشه پیشنویس قطعنامههای بسیاری به شورای امنیت ارایه شد، اما بیشتر آنها توسط اعضای دایم شورای امنیت وتو شدند. در نتیجه، قطعنامههایی که ممکن بود تبلور اجماع جهانی برای کاهش آلام فلسطینیان باشد و از نقض حقوق بشر جلوگیری کند، در دام سیاسیکاری افتاد و توسط شورای امنیت وتو شد. مقاله حاضر در مقام پاسخ به این موضوع مهم است که شورای امنیت در موارد نقض حقوق بشر نباید از حق وتو به عنوان ابزاری سیاسی استفاده کند و در این راستا به تبیین آمره شدن برخی از حقهای بشری میپردازد.