ذهن و بارهای تاریخیـفرهنگی عبارتهای زبانی
نویسندگان
1 دانشآموختة دکتری فلسفه، پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، تهران، ایران.
doi
10.30479/wp.2023.18700.1040چکیده
ما از طریق اصوات زبانی که تولید میکنیم، انتظار داریم مخاطبانمان اطلاعاتی جدید از جهان دریافت کنند. نشانههای زبانی بهعنوان آواهای صوتی، خودشان حامل اطلاعاتی از جهان نیستند و این کار شنونده است که با توجه به دانش پیشزمینهایاش از جهان، یک عبارت را در یک آن، بفهمد و واکنش متناسب با آن را انجام دهد. توضیح این رفتار سادة زبانی یعنی فهمیدن عبارتهای زبانی در یک آن، با توجه به پیشداشتههایی که از جهان داریم، بسیار پیچیده است. در این مقاله سعی میکنیم نشان دهیم که برای تبیین این مسئلة پیچیده، با یک دو راهی روبهرو هستیم. از یکسو، باید جایگاه بارهای فرهنگیـتاریخی را نه در چیزی بیرونی (صوتی یا غیرصوتی)، بلکه در ذهن بدانیم، و از سوی دیگر، باید معقتد باشیم بارهای فرهنگیـتاریخی خارج از شخص و ذهن او، وجود دارند و به همین دلیل، اصوات زبان میتوانند حامل اطلاعاتی جدید از جهان باشند. در اینجا پیشنهاد میکنیم برای درک بهتر این دوراهی بهجای مفهوم ذهن، یا تئوریهایی که توسط شهود عرفی دربارة ذهن هدایت میشوند، بر مفهوم مغزـبدن متمرکز شویم. نشان خواهیم داد که با تمرکز بر مفهوم مغزـبدن این دوراهی تبدیل به مسئلهای پیشپا افتاده میشود.