سیر نگرش منابع فرقه‌شناسی به مزدکیه تا پایان سدۀ هفتم هجری

نویسندگان

1 مربی گروه زبان و ادبیات، موسسه آموزش عالی بنت الهدی، جامعه المصطفی العالمیه ، قم، ایران

doi
10.22034/jrr.2025.529931.2284
چکیده

ملل و نحل‌نویسی، به‌عنوان شاخه‌ای از تاریخ‌نگاری مذهبی در قرون اسلامی، بازتاب‌دهندۀ تقابل‌های ایدئولوژیک آن دوره است. در این میان، فرقهٔ مزدکیه به‌سبب آموزه‌های اجتماعی جنجال‌برانگیز خود، همواره در کانون توجه این منابع قرار داشته‌اند. این پژوهش با طرح این پرسش اصلی آغاز می‌شود که نگرش ملل و نحل‌نویسان تا پایان سدهٔ هفتم هجری نسبت به مزدکیه چگونه بوده و چه عواملی در شکل‌گیری آن مؤثر بوده است. از نظر ماهیت، تحقیق حاضر تاریخی-تحلیلی و از نظر شیوۀ گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای است. پژوهش با مطالعۀ انتقادی نُه متن کلیدی فرقه‌شناسی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که نگرش به مزدکیه در این متون ثابت و یکسان نبوده، بلکه متأثر از بستر سیاسی-مذهبی دوران هر مؤلف شکل گرفته است. مهم‌ترین دستاورد این تحقیق، کشف الگوی گفتمانی مشترک در نسبت دادن اتهام ثنویت، اباحی‌گری و تناسخ به مزدکیه است؛ اتهاماتی که هدفی جز طرد دگراندیشان و تضعیف رقبای مذهبی نداشته‌اند. این پژوهش همچنین به تمایز روشن میان «مزدک تاریخی» و «مزدکِ برساختۀ متون فرقه‌شناسی» دست یافته و نشان می‌دهد که روایت این متون بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، بازتاب‌دهندۀ رقابت‌های گفتمانی حاکم بر جهان اسلام است.