وجود منبسط؛ در اندیشۀ سیدحیدر آملی و صدرالمتألهین
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دینپژوهی، دانشگاه ادیان و مذاهب،
2 دانشجوی دکتری عرفان اسلامی، پژوهشکدة امام خمینی و انقلاب اسلامی
3 دانشجوی دکتری دینپژوهی، دانشگاه ادیان و مذاهب، پژوهشگر پژوهشگاه جامعه المصطفیالعالمیه
doi
10.22059/jrm.2013.50177چکیده
مبحث وجود منبسط از فروع و لوازم پذیرش دیدگاه وحدت شخصی وجود، و نیز قاعدۀ فلسفی «الواحد» است. سیدحیدر آملی، مسئلۀ پیدایش کثیر از واحد را بر اساس وجود منبسط تبیین میکند. از نظر ایشان، اولین صادر وجود عام و منبسط است که جامع تمام مراتب عوالم امکانی است و به نحو جمعی بر همۀ مراتب امکانی احاطه دارد. ملاصدرا نیز ضمن ترسیم مراحل سهگانۀ وجود، صادر اول را وجود منبسط میداند که در سایۀ آن تکثر واقعی ممکنها را تبیین میکند، و زمینۀ برخورداری ممکنها از تحقق خارجی را فراهم میسازد. ایشان بر مبنای اصالت وجود و تشکیکی بودن وجود، و نیز با بهکار گرفتن ایدۀ اضافۀ اشراقی، حقیقت معلول را جلوه و شأنی از شئون علت دانسته که به مثابة وجود منبسط در کل عالَم سریان یافته است. ایشان بر اساس ایدۀ وجود منبسط، مسئلۀ رابطۀ کثرتها با واحد را نیز تبیین میکند. تفاوت عمدۀ این دو اندیشمند در این است که صدرالمتألهین به جهت برخورداری از مبانی فلسفی اصالت وجود و ذو مراتب بودن وجود، نوعی سریان سلسلهمراتبی را برای وجود منبسط قائل شده است، اما این امر در نگرش سیدحیدر آملی، به جهت فقدان مبنای تشکیکِ وجود دیده نمیشود.