واکاوی اسطوره گیلگمش درپرتو رویکرد پل ریکور به استعاره

نویسندگان

1 دانش آموختة کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران.

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

doi
10.30479/wp.2022.16649.1003
چکیده

اسطورۀ گیلکمش اولین متن نگاشته شده توسط بشر است که تاکنون کشف شده و در اهمیت آن همین بس که این متن مکتوب و گلِ­نوشت، سرچشمۀ مدنیت را بین‌النهرین معرفی می‌کند. اما مهم‌تر از این مسئله، فهم مصادیق شگفتی است که ما را به نوع نگرش‌ آدمی، حدود 3000 سال پیش از میلاد مسیح، پیوند می‌زند! از همین­رو مواجهة هرمنوتیکی با این متن، می‌تواند رهیافت روشنی را برای درک عمیق‌تر این اسطوره به‌دست دهد. نظریۀ هرمنوتیک پل ریکور، تفسیر را ره‌آورد دیالکتیک تبیین و فهم می‌داند و از نظر او، زبان را می‌توان موضوع مطالعه قرار داد. ریکور میان اندیشۀ منطقی و استدلالی ‌که رویکرد ابزاری دارد و اندیشة شاعرانه که نمادین و استعاری است، تفاوت قائل می‌شود. از همین‌رو به اسطوره‌ها، بوطیقا و روایت، نظر داشته و باور دارد که درواقع، تخیل انسان ضمن بسط در عمق زبان، به او این امکان را می‌بخشد که واژگانی تازه بیافریند یا آنها را برای بیان آنچه به زبان نمی‌آید، به‌شکلی تازه ترکیب و ارائه نماید. ریکور، با تعریف خاصی که از استعاره ارائه می‌دهد، بر آن‌است که ارتباط مؤثر را میان تفسیر و گفتمان آشکار سازد، زیرا استعاره آن جنبه از تجربیات ما را که انگیزۀ آشکار شدن دارند اما در زبان هر روزه ما دیده نمی‌شوند، به بیان درمی‌آورد. پژوهش حاضر بر اساس رویکرد پل‌ ریکور به استعاره، در پی ‌ارائۀ تفسیری تازه‌تر از متن پیشاتاریخیِ گیلگمش است که نزدیک‌ترین نظرگاه به جهان ابتدائیِ انسان خردمندی است که مفاهیم زیستنش را در قالب واژگانی منتخب، می‌گستراند.