کانت و داکینز؛ سنجش تفاسیر پیشا/ پسا تکاملی از طبیعت و اخلاق
نویسندگان
1 دانشآموختة دکتری فلسفه اخلاق، گروه فلسفه اخلاق، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران.
2 دانشآموختة کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق، گروه فلسفه اخلاق، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.30479/wp.2022.17408.1018چکیده
کانت به عنوان فیلسوفِ پیشاتکاملی شناخته میشود. زیرا محتویات متضاد با نظریهی تکامل در نظام طبیعتشناختی و نیز در دستگاه اخلاقی او مشهود است؛ به نحوی که میتوان مضامینی همچون محوریت اراده و نقش گستردهی عقلانیت در نگاه او را در تقابلی صریح با اخلاق تکاملگرایانه- که مبتنی بر بخت، سازگاری و جهش طبیعی است- شناخت. با این حال، امکان تبادل رأیِ همراه با توافق نسبی میان اخلاق کانتی و تکاملی ذاتا منتفی نبوده و به درک و استماع ما از آغاز و انجام اخلاق به روایت دو نظریه وابسته است. در این طریق، اگر طبیعت را مایل به توسعهی حیات اخلاقی انسان بدانیم، یا ارادهی خویشفرمای آدمی را انکار کنیم، از کانت فاصله گرفتهایم؛ اما با اقرار به صبغهی وحشی طبیعت، یا به قول داکینزْ با نظر به مقاومتِ خودخواهانهی طبیعت در برابر اخلاق و متقابلا با تشریح نقاطِ برتری ارادهی انسان بر سوائق و غرایزش، همسخنی قابل مشاهدهای را میان دو نظریه برقرار ساختهایم. با این وصف و در تبادل با ایدهای امروزی ژن خودخواه، قانون اخلاقی کانت و ارادهای که واضع آن است، به عنوان یک محصول فرهنگی- تکاملی و عاملِ بقای موجه برای نوع انسانی تفسیر میشود.