تجربه زیسته دختران فراری از «خانه»
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان
2 پژوهشی جهاد دانشگاهی واحد علامه طباطبایی
doi
چکیده
این مقاله به بررسی مفهوم خانه نزد دختران فراری پرداخته و با مطالعه تجربه زیسته این گروه تلاش شده تا به درکی مناسب از «خانه» نائل گردد و در گسترش دانش پایه موجود در خصوص پدیده دختران فراری نقشی درخور ایفا نماید. مطالعه حاضر به روش پدیدارشناختی و با استفاده از روش کلایزی انجام پذیرفته است. دادهها از طریق مصاحبه با 10 دختر در سن 15 تا 20 سال که مدت زمان زیادی از فرارشان نمیگذشت، جمعآوری گردیده است. یافتهها حاکی از درک پیچیدهای از خانه توسط شرکتکنندگان بود. در اصل، معانی خانه برای آنها با «نبود» آن مرتبط بوده و همزمان خانه ایدهآل، واقعی، بیخانمانی و خانه جایگزین در ذهن این دختران لانه گزیده و در رفتارهایشان تجلی آن دیده میشود. بودن یا نبودن در این چارچوب، خود منشاء قضاوتهایی در خصوص آنان و شخصیتشان میباشد. در واقع درک معنای خانه به عنوان ساختی ذهنی، بخشی از شخصیت دختران را تشکیل داده و متأثر از هنجارها و ساختارهای غالب اجتماعی است. دخترانی که خارج از «خانه» باقی میمانند به عنوان منحرفان، ناقضان نظم اجتماعی و روسپی برچسب زده میشوند که از تصاویر اجتماعی «زن»، «دختر خوب» و «طبیعی» خارج شده و جامعه آنها را به عنوان ساختار غیرزنانه و غیرخانگی برساخت میکند. خارج از خانه بودن، خود جواز چنین برچسبی را به تنهایی فراهم میآورد و منشاء مشکلات روانی، جسمانی و اجتماعی دختران فراری خواهد بود.