مقایسه اثربخشی مداخله‌های شفقت ورزی و پذیرش و تعهد بر اصلاح شاخص‌های روانی، اجتماعی و زیستی افراد مبتلا به لوپوس

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه روان‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 استاد گروه روان‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استاد گروه روان‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

4 دانشیار، گروه روان‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

5 دانشیار، گروه روان‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.30473/hpj.2026.75257.6286
چکیده

مقدمه: هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر شفقت‌ورزی بر خود و مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اصلاح شاخص‌های روانی، اجتماعی و زیستی،  زنان مبتلابه لوپوس بود.روش: این مطالعه به روش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان بیمار دارای بیماری لوپوس (45 نفر) که در زمان مطالعه ساکن تهران بودند و برای درمان به  بیمارستان‌های دولتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه داشتند. نمونه آماری به حجم 45 نفر از بین زنان بیمار دارای بیماری لوپوس، به‌صورت در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی با روش قرعه‌کشی در سه گروه 15 نفری شامل دو گروه آزمایش (آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و آموزش مبتنی بر شفقت‌ورزی و گروه گواه) گمارده شدند. سپس آزمودنی‌های دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه‌ای تحت آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و آموزش مبتنی بر شفقت‌ورزی قرار گرفتند و در طول دوره مداخله گروه گواه تحت آموزشی قرار نگرفتند و صرفاً در جلسات مشاوره با پزشک معالج خود بودند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه‌های  کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996)  و پرسشنامه مقیاس اضطراب و افسردگی هاسپیتال[1] (1983) بود که قبل، بلافاصله بعد از آموزش و دو ماه بعد از آموزش توسط هر سه گروه تکمیل شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد، بین دو گروه آزمایش (مداخله آموزشی مبتنی بر شفقت‌ورزی با آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد) ازنظر بهبود شاخص روانی بلافاصله بعد از مداخله (974/0=P) و دو ماه بعد (995/0=P)، بهبود شاخص اجتماعی بلافاصله بعد از مداخله (216/0=P)و دو ماه بعد از مداخله (851/0=P)  و بهبود شاخص زیستی بلافاصله بعد از مداخله (458/0=P)  و دوماه بعد از مداخله (951/0=P)  تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد.نتیجه‌گیری: به‌طورکلی نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش نشان داد هر دو روش مداخله آموزشی در زنان موثر بوده است و هر دو روش مداخله موجب بهبود میانگین زیستی، بهبود شاخص روانی شاخص اجتماعی شده است.