اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC)
نویسندگان
1 دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 دانشجوی دکتری روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
doi
10.30473/hpj.2025.73937.6213چکیده
مقدمه: سرطان پستان یکی از شایعترین انواع سرطان در میان زنان در سراسر جهان است. تغییرات فیزیکی شدید ناشی از این بیماری و درمانهای آن، مانند ماستکتومی، شیمیدرمانی و پرتودرمانی، میتواند موجب کاهش اعتمادبهنفس و مشکلات روانشناختی شود. پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان که به معنای پذیرش، عادیسازی و غلبه بر این تغییرات فیزیکی است، نقش مهمی در کاهش پیامدهای منفی آن دارد. این پژوهش باهدف اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاسپذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC) انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی و اعتباریابی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان در ایران در سال ۱۴۰۳ بود که ۴۵۷ نفر از آنان بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها به روش آنلاین جمعآوری شد. ابزارهای بهکارگرفتهشده شامل مقیاسپذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC؛ آن و سو، 2023)، پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (SF-36؛ ویر و شربورن، 1992) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن (MBSRQ؛ کش و همکاران، 1987) بود. برای تحلیل دادهها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. دادهها نیز توسط نرمافزارهای SPSS-23 و AMOS-24 تحلیل گردید. یافتهها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاسپذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان با ۱۷ گویه دارای ۶ عامل (مواجهه، درک، سازگاری، بازگشت به زندگی روزمره، انتقال موفقیتآمیز و جهش بهسوی آینده) است و پایایی پرسشنامه (ضریب آلفای کرونباخ) ۰٫۸۴ به دست آمد. نتایج بررسی روایی همگرا نیز نشان داد که بین مقیاسپذیرش بدن (BAS-BC) و مقیاس کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن (MBSRQ) همبستگی معناداری وجود دارد. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش، مقیاسپذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC) از ویژگیهای روانسنجی مطلوبی برخوردار بوده و از اعتبار و پایایی مناسبی برای سنجش میزان پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان برخوردار است. بنابراین، این ابزار میتواند بهعنوان یک مقیاس استاندارد در پژوهشهای علمی و کاربردهای بالینی جهت ارزیابی ابعاد روانشناختی پذیرش بدن در این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.