برآیند دین، قانون طبیعت و استدلال در دیدگاه سیاسی ادموند برک
نویسندگان
1 استاد باستانشناسی دوره تاریخی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 دانشآموخته دکتری باستانشناسی دوره تاریخی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 دانشجوی دکتری باستانشناسی دوره تاریخی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22034/jrr.2023.310922.1936چکیده
ادموند برک از اندیشمندان غربی است که به دلیل وجود گزارههای کاربردشناسانه از دین و فلسفه در اندیشه سیاسیاش توجه محققان را برانگیخته، اما فقدان وجود نظریه و دانش نویسه نظامیافته، باعث تفاسیر متناقض و مغلوط از اندیشه وی شده است. به دلیل اهمیت نقش دین و فلسفه در مبانی انسانشناختی، معرفتشناختی و جامعهشناختی برک و کارکرد آن در تحولات سیاسی و اندیشهای دو قرن گذشته، نوشتار حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی و کاربست روش تحلیل استدلالی، برآیند دین، قانون طبیعت و مشی استدلالی را به عنوان سه رکن بنیادین معرفتشناسانه و کاربردشناسانه، در اندیشه برک بررسی کرده و به برخی تناقضات اساسی در این زمینه پاسخ داده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که برک علیرغم اینکه الاهیدان نیست، مخالف تفسیر غیروحیانی از دین، فطرت انسان و جامعه انسانی است. همین دیدگاه در مبانی معرفتشناختیاش نیز جاری است، به نحوی که ادراک او از قانون طبیعت، تکریم حکمت عرفی، اعتقاد به انقیاد حکومت استبدادی از قانون، تأکید پیوسته بر حقوق شهروندی، تمایزگذاری بین کارکردهای عقل عملی و عقل نظری و درک او از انسان اجتماعی نظمیافته به سوی خیر عمومی، همگی متأثر از اندیشه الاهیاتی او، بهویژه مکتب تومیسم، بوده است. هرچند برک در اندیشهاش فاقد نظام استدلال قیاسی استوار و نظریه مانع بود و درکش از دین گاه جزئی و بر پایه مفروضات دینی بوده است تا شناخت او از حقیقت دین، اما همین نگاه یزدانی، در هدف و مشی استدلال سیاسی و نظریه اخلاقی برک نیز به چشم میخورد که در نهایت باعث توجه واقعگرایانهاش به انسان، طبیعت، حقوق، حاکمیت و آزادی در قالب نظم جهانشمول الاهی شده است