خوانش غزالی از تجرد نفس از منظر پروکلوس؛ نوآوری یا پیروی

نویسندگان

1 دانش آموختة دکتری فلسفه تطبیقی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 استاد گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.30479/wp.2023.18255.1032
چکیده

مسئلة تجرد نفس، از مباحث مهمی است که همواره کانون توجه متفکران مختلف بوده است. به‌عقیدة پروکلوس، نفس امری غیرمادی و پدیدآورندة جسم است؛ به‌طوری‌که جسم پدیدآمدة پدیدآمدة پدیدآمده است. غزالی نیز برخلاف اشعریان پیش از خود که اعتقادی به تجرد نفس نداشتند، نفس را مجرد می‌دانست و با استفاده از دلایل عقلی و نقلی، در اثبات این مهم کوشیده و معتقد است گرچه عقل قادر است در دفاع از تجرد نفس دلیل اقامه کند، اما باید نتیجه از راه شرع اثبات شود. این پژوهش درصدد است با مطالعة تطبیقی ادلة پروکلوس و غزالی بر اثبات تجرد نفس، به بیان و سنجش نوآوری یا عدم نوآوری غزالی در این‌باره و موافقت یا اختلاف نظر او با پروکلوس بپردازد. هر دو اندیشمند، ادلة فراوانی در اثبات این موضوع مطرح کرده‌اند که بعضی از این علل در هستة بنیادی خود، از قابلیت اشتراک و انطباق با یکدیگر برخوردارند. به این منظور، در مقالة حاضر این علل را بر اساس تعریف نفس، علم نفس، حرکت یا خودمتحرِّک بودن نفس و جایگاه نفس در بدن، مورد تأمل و واکاوی قرار می‌دهیم. فرضیة نوشتار حاضر این‌است که غزالی در برخی از این ادله هم‌نوا با پروکلوس است و در برخی دیگر، با رویکردی دینی‌ـ‌کلامی ظاهر می‌شود و در مقام یک عالم دینی، ادلة خود را ارائه می‌کند.