آثار تورمی جبران کسری بودجه به‌وسیله استقراض از بانک مرکزی و فروش اوراق در بازار سرمایه

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه اقتصاد دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22034/es.2024.478415.1796
چکیده

در طول دهه­های گذشته همواره یکی از چالش­های پیشِ­روی دولت­ها، بحث کسری بودجه بوده است. کسری بودجه عملیاتی به­معنای مازاد هزینه­ها نسبت به درآمدهای دولت در طول یک دوره مالی می­باشد. زمانی‌که دولت با مشکل کسری بودجه مواجه است باید آن را به­طریقی تأمین مالی کند؛ بنابراین شناسایی آثار و تبعات هرکدام از شیوه­های تأمین مالی کسری بودجه بر متغیرهای کلان اقتصادی برای سیاست‌گذاران اقتصادی کشور حائز اهمیت می­باشد. ازاین­رو هدف مطالعه حاضر، ارزیابی دو روش استقراض از بانک مرکزی و فروش اوراق دولتی به بازار سرمایه برای تأمین مالی کسری بودجه و شناسایی آثار هرکدام بر نقدینگی و تورم است. داده­های مورد استفاده در این پژوهش به­صورت فصلی و برای دوره 2Q:1372 ـ 1Q:1400بوده و برآوردها با استفاده از سیستم معادلات همزمان و در چهارچوب مدل­های عطفی و به روش حداقل مربعات معمولی انجام شده است. نتایج حاکی از آن است­ که طبق معادله اول، استقراض دولت از بانک مرکزی بر روی نقدینگی تأثیر معنادار داشته و در افزایش آن اثرگذار بوده است. سپس ازآنجاکه طبق معادله دوم مشخص شد که نقدینگی تأثیر مثبتی بر افزایش تورم داشته، در نتیجه تأمین مالی از طریق استقراض از بانک مرکزی با افزایش نقدینگی اثرهای تورمی به‌بار آورده است. همچنین تأثیر فروش اوراق به بازار سرمایه بر نقدینگی از سال 1395 به بعد که فروش نقدی اوراق صورت گرفته، حکایت از آن دارد که فروش اوراق به بازار سرمایه به افزایش نقدینگی دامن نزده و درواقع فروش اوراق به بازار سرمایه اثر تورمی نداشته است.