بررسی تورم در اقتصاد ایران با تاکید بر اثر نهادهای اقتصادی و سیاسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استادیار گروه اقتصاد دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استاد گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران،
doi
10.22034/es.2024.469305.1789چکیده
نرخهای بالای تورمی در سطح اقتصاد کلان، موجب نااطمینانی شده و با کاهش سرمایهگذاری به کند شدن رشد اقتصادی و در سطح جامعه به بیشتر شدن شکاف توزیع درآمد و ثروت بین دهکهای درآمدی منتهی میشود. توجه به این امر موجب شده است، جلوگیری از افزایش مداوم قیمتها و ثبات در اقتصاد کلان، یکی از خواستههای اصلی عاملان اقتصادی باشد. با توجه به اهمیتی که کنترل تورم در پیشبینیپذیرشدن اقتصاد دارد، هدف این مطالعه تحلیل عوامل ایجادکننده تورم بهوسیله شناسایی بازیگران مؤثر در ایجاد آن است. برای بررسی این موضوع، در مطالعه حاضر به ارزیابی سهم عوامل مؤثر بر شاخص ضمنی قیمت تولید ناخالص داخلی در ایران برای دوره زمانی 1400-1352 با استفاده از روش خودرگرسیون با وقفه توزیعی (ARDL) پرداخته شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد در کوتاهمدت و بلندمدت بهترتیب شاخص انحصار، مالکیت دولت، رشد شاخص قیمت انرژی، رشد نقدینگی، رشد نرخ ارز، اندازه دولت و شاخص تورم جهانی با شاخص ضمنی قیمت تولید رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین، موجودی انبار و بهرهوری نیروی کار در کوتاهمدت و بلندمدت رابطه منفی با شاخص ضمنی قیمت تولید دارند. در خصوص سهم بیشتر نقدینگی یا نرخ ارز بر تورم، نتایج نشان میدهد نرخ رشد ارز در مرحله اول اثر بیشتری بر شاخص ضمنی قیمت تولید دارد، ولی با یک وقفه، اثرگذاری نرخ رشد نقدینگی بر شاخص ضمنی قیمت تولید بیشتر میشود. برایناساس انتظار میرود علاوهبر توجه به مدیریت نرخ ارز و نقدینگی، به بهبود رقابت در اقتصاد و میزان مالکیت دولت در کنترل تورم توجه شود.