ارتباط بین سبک دلبستگی ناایمن و کیفیت زندگی در مبتلایان به درد مزمن: نقش میانجی ناگویی هیجانی و تعدیلگری تابآوری
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی، کاشان، ایران.
2 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.
3 دکترای روانشناسی، کاشان، ایران.
doi
10.30473/hpj.2024.68731.5868چکیده
مقدمه: درد مزمن به عنوان یک مشکل شایع میتواند بر سلامت جسمانی، بهزیستی روانی و کیفیت زندگی بیماران تأثیر گذارد. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگری ناگویی هیجانی و تعدیلکنندگی تابآوری در رابطه بین سبکهای دلبستگی ناایمن و کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مبتلایان به درد مزمن مراجعهکننده به کلینیکهای درمانی شهر کاشان در سال 1401 بودند که از میان آنها تعداد 181 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات پرسشنامههای سبک دلبستگی (کالینز و رید، 1989)، پرسشنامه ناگویی هیجانی (تورنتو، 1992) و مقیاس تابآوری (کانر و دیویدسون،2003) و پرسشنامه کیفیت زندگی-فرم کوتاه بهکاربرده شد. یافتهها: نتایج نشان داد ناگویی هیجانی رابطه بین دلبستگی ناایمن اضطرابی و کیفیت زندگی (۰1/۰p<،347/۰-β=) و دلبستگی ناایمن وابستگی و کیفیت زندگی (۰5/۰p<،188/۰-β=) مبتلایان به درد مزمن را میانجی میکند. همچنین تابآوری رابطه بین ناگویی هیجانی و کیفیت زندگی مبتلایان به درد مزمن را تعدیل میکند (۰5/۰p<،121/۰-β=). نتیجهگیری: در بیماران مبتلا به درد مزمن سبک دلبستگی ناایمن میتواند از طریق ناگویی هیجانی بر کیفیت زندگی تأثیر بگذارد و تابآوری عامل محافظتکننده تأثیر منفی ناگویی هیجانی بر کیفیت زندگی این بیماران است. این نتایج تلویحات مهمی برای متخصصان بالینی و تحقیقات در زمینه روانشناسی سلامت دارد