نقش ساختاری سطح کارکرد شخصیت و سبک‌های دلبستگی در غذا خوردن هیجانی: عامل واسطه‌ای مکانیزم‌های دفاعی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 دانشیار، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

3 دانشیار، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

doi
10.30473/hpj.2024.66486.5707
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر ساختاری سطح کارکرد شخصیت و سبک‌های دلبستگی بر غذا خوردن هیجانی با در نظر گرفتن عامل واسطه‌ای مکانیسم‌های دفاعی انجام گرفت. روش: در یک طرح همبستگی با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری، تعداد 800 شرکت‌کننده به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند داده­ها با پرسشنامه­های رفتار خوردن داچ، پرسش‌نامه سبک دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید، پرسش‌نامه سبک‌های دفاعی و فرم کوتاه مقیاس سطوح کارکرد شخصیت توسط افراد نمونه جمع­آوری شد. یافته‌ها: سطح کارکرد شخصیت (52/0) و سبک‌­های دلبستگی ایمن (91/0)، اضطرابی (39/0) و اجتنابی (51/0) بر غذا خوردن هیجانی اثر ساختاری مستقیم دارد (05/0>P). سطح کارکرد شخصیت با درنظرگرفتن عامل واسطه‌ای مکانیزم‌های دفاعی رشدیافته (76/0)، رشدنایافته (83/0) و روان‌آزرده (79/0) بر غذاخوردن هیجانی اثر ساختاری غیرمستقیم دارد (05/0>P). سبک‌های دلبستگی ایمن (61/0)، اضطرابی (61/0) و اجتنابی (72/0) با درنظرگرفتن عامل واسطه‌ای مکانیزم‌های دفاعی رشدیافته بر غذاخوردن هیجانی اثر ساختاری غیرمستقیم دارد (05/0>P). سبک‌های دلبستگی ایمن (78/0)، اضطرابی (60/0) و اجتنابی (79/0) با درنظرگرفتن عامل واسطه‌ای مکانیزم‌های دفاعی رشدنایافته بر غذاخوردن هیجانی اثر ساختاری غیرمستقیم دارد (05/0>P). سبک‌های دلبستگی ایمن (86/0)، اضطرابی (67/0) و اجتنابی (73/0) با درنظرگرفتن عامل واسطه‌ای مکانیزم‌های دفاعی روان‌آزرده بر غذاخوردن هیجانی اثر ساختاری غیرمستقیم دارد (05/0>P). نتیجه‌گیری: از آنجا که اختلال در شخصیت با پرخوری و خوردن کنترل نشده ارتباط دارد لذا می‌توان این‌طور نتیجه‌گیری نمود که افراد دارای پرخوری، کارکرد شخصیت ناسازگار بالاتر و کارکرد شخصیت سازگار پایین‌تری دارند. بر اساس نظریه‌ی تنظیم هیجان‌ که یکی از نظریه‌های رفتار غذا خوردن هیجانی است، خوردن هیجانی می‌تواند با کاهش هیجانات منفی، خلق و خو را بهبود بخشد. لذا با توجه به همپوشی بین مفاهیم تنظیم هیجان در دو متغیر سطح کارکرد شخصیت و غذا خوردن هیجانی به نظر می‌رسد این اشتراک علت ارتباط این دو متغیر با یکدیگر باشد. دفاع نابالغ با خوردن هیجانی مرتبط است و خوردن هیجانی نیز همچون مکانیزم دفاعی راهبردی برای کاهش هیجانات منفی می‌باشد که در نهایت آسیب‌های بسیاری را به دنبال دارد. هماهنگی مادر با کودک در موقعیت‌های پراسترس خودتنظیمی و مبانی شناختی و هیجانی و راهبردهای مقابله‌ای کودک را شکل می‌دهد؛ در صورتی که دلبستگی ایمن در فرد شکل نگیرد، قادر به تنظیم هیجانات و کنترل هیجانات خود به شیوه‌ی صحیح نخواهند بود و از راهبردهای نامناسبی همچون پرخوری برای تنظیم هیجانات خود استفاده خواهد کرد. نتایج پژوهش می‌تواند به تدوین و طراحی مداخلات روانشناختی و پروتکل‌های درمان پرخوری و چاقی کمک کند.