عوامل روانشناختی تسهیلکنندۀ بهبودی بیماران پیوند مغز استخوان: مرور سیستماتیک
نویسندگان
1 گروه روان شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
2 استاد گروه پرستاری، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استاد مرکز تحقیقات علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله، تهران، ایران.
4 استاد مرکز تحقیقات سلول های بنیادی خون ساز، دانشکده پزشکی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
5 استادیار، گروه روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات. تهران. ایران
doi
10.30473/hpj.2024.66825.5732چکیده
مقدمه: تعیین عوامل روانشناختی تسهیلکنندۀ بهبودی بیماران پیوند مغز استخوان برای سیاستگذاریهای مناسب در جهت شناسایی مشکلات احتمالی و توسعه مداخلات مناسب در بهرهمندی بهتر و افزایش موفقیت در پیوند مغز استخوان، بسیار حائز اهمیت است. هدف این مطالعه مرور عوامل روانشناختی تسهیل کنندۀ بهبودی بیماران پیوند مغز استخوان بود. روش: در مرور سیستماتیک حاضر از موارد گزارش ترجیحی برای بررسیهای سیستماتیک و متاآنالیز (پریزما) و همچنین پیامدهای احتمالی آن برای خطر سوگیری استفاده شد. در همین راستا، اطلاعات موردنیاز از از پایگاههای science Direct, Scopus, PubMed برای انتخاب مقالات لاتین و پایگاههای مقالات فارسی، ISC با محدود کردن سال برای انتخاب مقالات انگلیسی به 2009 تا 2022 و سالهای 1390-1401 جهت انتخاب مقالههای فارسی برداشته شدند که بر اساس معیارهای موردنظر محدود شدند. واژههایی همچون پیوند سلولهای بنیادی خونساز، عوامل روانشناختی، تسهیلکننده، بهبودی مورد جستجو قرار گرفتند. برای ترکیب دادهها از روش سنتز روایتی استفاده شد. یافتهها: در این مطالعه، کیفیت 37 مقاله تأیید شد و عوامل روانشناختی تأثیرگذار بر بهبودی بیماران پیوند مغز استخوان شناسایی شدند. پریشانی جسمی، کاهش کیفیت زندگی بیماران، احتمال افزایش علائم اضطراب و افسردگی، از بزرگترین جالشهای پیش روی بیماران بود. معنویت ورزی، سواد سلامتی، مداخلات ورزشی و روانشناختی در جهت پذیرش بیماری و افزایش بهزیستی روانشناختی در ارتقای نتایج سلامت روانشناختی و پزشکی تاثیر معنادار دارد. نتیجهگیری: شناسایی عوامل روانشناختی تأثیرگذار بر بهبودی بیماران پیوند مغز استخوان از جمله؛ سواد سلامتی، برنامههای ورزشی، خوشبینی، جنسیت، حمایت اجتماعی، سلامت روانی، عوامل سبک زندگی، درک پیوند و پیگیری در تنظیم پروتکلهایی جهت افزایش بهداشت روانی بیماران تحت پیوند موثر هستند.