تاثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی و عواطف مثبت و منفی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

نویسندگان

1 کارشناس ارشد مشاوره خانواده، گروه روان‌شناسی، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران.

2 کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی، گروه روان‌شناسی، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه روان‌شناسی، دانشگاه پیام نور،تهران، ایران.

4 دانشیار گروه روان‌شناسی، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران،

doi
10.30473/hpj.2024.63756.5524
چکیده

مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی و عواطف مثبت و منفی در بیماران مبتلا به ام‌اس شهر اصفهان بود.روش: این پژوهش یک مطالعهی نیمه‌آزمایشی با دو گروه آزمایشی و کنترل از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه‌‌ی آماری، تمامی بیماران مبتلا به ام‌اس مراجعه‌کننده به مرکز درمانی در سال 1398 و حجم نمونه 31 نفر داوطلب مایل به شرکت در جلسات آموزشی بودند که به‌صورت دردسترس انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرارگرفتند. تمامی شرکت‌کنندگان در شرایط یکسان، پرسشنامه‌های عواطف مثبت و منفی (واتسون، 1988) و بهزیستی معنوی (دهشیری، 1388) را به‌عنوان پیش‌آزمون تکمیل کردند. سپس مداخله‌ی‌ آموزش خودشفابخشی هفته‌ای 1 مرتبه به مدت 14جلسه‌ی 60 دقیقه‌ای بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. برای بررسی تاثیر آموزش خودشفابخشی بر عواطف مثبت و منفی از آزمون تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر و برای بررسی تاثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی به دلیل عدم برقراری مفروضه توزیع نرمال داده‌ها از آزمون فریدمن و ویلکاکسون استفاده ‌شد.یافته‌ها: آموزش خودشفابخشی توانست‌ ارتباط فرد با خود، ارتباط فرد با طبیعت و عواطف مثبت گروه شرکت‌کننده را به طور معناداری افزایش دهد (05/0>P) ولی بر ارتباط فرد با دیگران، ارتباط فرد با خدا و کاهش عواطف منفی تأثیر معنا داری دیده‌ نشد.نتیجه‌گیری: می‌توان روش خود شفابخشی را به عنوان یکی از رویکردهای جدید روانشناسی مثبت‌گرا جهت افزایش بهزیستی معنوی و عواطف مثبت در بیماران مبتلا به ام‌اس به کار برد.