جایگاه چکامههای هومر در نقل فرادهش دینی یونان باستان
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری فلسفه هنر، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران
doi
10.30479/wp.2022.17108.1010چکیده
ایلیاد و اودیسه هومر را میتوان مرحله گذر از دوره شفاهی دین یونان باستان به دوره کتبی و ثبت و نظاممندشدن اسطورههای یونانی که معرِّف دین چندخدایی است به پایمردی ذهن و خیال اسطورهپرداز چکامهسرایی دانست که میکوشید به پرسشهای انسانِ سکنی گزیده در زیستبوم یونان باستان در زمینه دین و نسبت میرندگان با جاودانان و نیز اخلاق اجتماعی و قومی پاسخهایی درخور بیابد. روشن است که هومر دغدغه استدلال منطقی را ندارد؛ زیرا شاعری است که فرزند زمانهی اسطورهساز و خداتراشی خویش است و در مقام شاعری با ذهنی کاملاً خو گرفته با اسطوره و خیال، محصور در عالمی مابین برزخ (مثال) و دنیا، بیشتر درصدد ارائه توصیف و گزارشی از خدایان و قهرمانان و وقایع و اسباب و معدّات آنها متناسب با درک و فهم و مرتبه هستیِ مردمان اسطورهگرای عصر خود است. وجود این عناصر، حاکی از آن است که اگرچه امروزه آثار متعددی برای تحقیق در دین یونان باستان در دست است، اما بیتردید ایلیاد و اودیسه آثار ممتازی در این حوزه هستند که فرادهش دینی و اخلاقی و خدایان المپی مردمان اسطورهپرداز یونان باستان را در قالب چکامههای حماسی ثبت و جاودان کردهاند.