مقایسه اثربخشی درمان شناختی و رفتاری مبتنی بر خستگی و خوددلسوزی شناختی بر ابعاد خستگی و خودانتقادی بیماران مولتیپل اسکلروزیس

نویسندگان

1 دانشیار گروه روانشناسی بالینی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 استادیار، گروه روانشناسی، واحد نجف‌آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف‌آباد، ایران.

3 دانشجوی دکتری روانشناسی سلامت، گروه روانشناسی، واحد نجف‌آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف‌آباد، ایران.

4 استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، ایران

doi
10.30473/hpj.2022.62077.5430
چکیده

مقدمه: نظر به مزمن و طولانی‌بودن بیماری مولتیپل اسکلروزیس و اهمیت شاخص خودانتقادی و خستگی در این بیماران، لزوم توجه به کاربرد درمان­های شناختی رفتاری و نسل سوم آن در این بیماران مغفول مانده است. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی و رفتاری مبتنی بر خستگی و درمان خوددلسوزی شناختی بر ابعاد خستگی و خودانتقادی بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش­آزمون - پس‌آزمون و پیگیری (2 ماهه) بود. آزمودنی­ها با دامنه سنی 40-20 سال و با مقیاس ناتوانی جسمانی (EDSS) یک تا 5/5 و هدفمندانه و داوطلبانه انتخاب و به‌صورت تصادفی به گروه­های آزمایشی و گواه تقسیم شدند. هر دو گروه در مرحله پیش­آزمون - پس­آزمون و پیگیری 2 ماهه به پرسشنامه­های خستگی فیسک (1994) و خودانتقادی تامسون و ظروف (2004) پاسخ دادند. داده­های جمع­آوری شده با استفاده تحلیل کوواریانس مختلط با اندازه­گیری مکرر تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس مختلط با اندازه­گیری مکرر نشان داد که درمان شناختی و رفتاری مبتنی بر خستگی و خوددلسوزی شناختی بر ابعاد خستگی و خودانتقادی بیماران مولتیپل اسکلروزیس اثربخش هستند. همچنین اثرات مداخله پس از 2 ماه پیگیری بر روی کاهش نمرات خستگی و خودانتقادی حفظ شد. نتیجه‌گیری: براساس نتایج این پژوهش می‌توان از آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر خستگی و خوددلسوزی شناختی در کنار مداخلات دارویی برای کاهش خستگی و خودانتقادی بیماران مولتیپل اسکلروزیس در مراکز درمانی استفاده نمود.