مدل‌یابی چاقی کودکان براساس نقش واسطهای روش‌های غذا‌دهی مادر در رابطه بین شاخص توده بدنی و استرس فرزند‌پروری مادر با شاخص توده بدنی کودک

نویسندگان

1 دکتری تخصصی، گروه روانشناسی عمومی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه روانشناسی عمومی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استادیار گروه روانشناسی عمومی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

4 دانشیار گروه روانشناسی بالینی تربیتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.30473/hpj.2023.61673.5408
چکیده

مقدمه: با توجه به افزایش قابل توجه شیوع چاقی و اضافه وزن در ایران به‌خصوص در کودکان سن مدرسه، شناسایی عوامل ایجادکننده چاقی کودکان اهمیت دارد. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل چاقی کودکان بر اساس استرس فرزند‌‎‌پروری و شاخص توده بدنی مادر  با میانجی‌گری روش‌های غذادهی است. روش: نمونه آماری پژوهش را 460 نفر از دانش‌آموزان 7 تا 11 ساله مدارس شهر تهران به همراه مادران آنها تشکیل داده‌اند. آزمودنی‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. پس از اندازه‌گیری شاخص توده بدنی کودکان و مادران، پرسشنامه‌های استرس فرزند‌پروری (فرم کوتاه) و شیوه‌های غذادهی والدین، توسط مادران تکمیل شد. داده‌ها با استفاده از روش معادلات ساختاری و با بهره‌گیری از نرم‌افزار Amos  تجزیه‌و‌تحلیل شدند. یافته‌ها: مدل به‌طور کلی از برازش مناسبی برخوردار بود. بر‌اساس نتایج تحلیل ‌مسیر شاخص توده بدنی مادر، استرس والدینی، غذا‌دادن هیجانی، غذا‌دادن ابزاری، غذا‌دادن کنترلی و غذا‌دادن تشویقی به‌صورت مستقیم شاخص توده بدنی کودک را پیش‌بینی می‌کنند. نتایج به‌دست آمده نشان داد شاخص توده بدنی مادر و استرس والدینی به‌صورت غیرمستقیم با میانجی‌گری روش‌های غذادهی مادر از جمله غذادادن هیحانی، ابزاری، کنترلی و تشویقی نیز شاخص توده بدنی کودک را پیش‌بینی می‌کنند. نتیجه‌گیری: یافته این این پژوهش نشان داد این روابط می‌تواند به‌عنوان مدل، چاقی کودکان را پیش‌بینی نماید و  به بینش‌های مفیدی از نظر مداخلات در پیشگیری منجر گردد.