برساخت معنایی زنان از دوگانۀ سنت و مدرنیته در چارچوب نظریۀ دادهبنیاد ساختگرایانۀ چارمز
نویسندگان
1 دکتری علوم سیاسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه اتاوا، اتاوا، کانادا.
3 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22059/jwdp.2025.402456.1008571چکیده
در دهههای اخیر، تقابل سنت و مدرنیته در زندگی زنان ایرانی، چارچوب معنایی دوگانهای ایجاد کرده که هویت اجتماعی و سیاسی آنان را تحت تأثیر قرار داده است. در این راستا، پرسش اصلی تحقیق این است که تقابل سنت و مدرنیته چگونه بر تجارب زیسته و راهبردهای زنان در بازتعریف هویت و نقشهای اجتماعی آنها تأثیر میگذارد و این امر چه پیامدهایی برای آنها دارد. این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریۀ زمینهای ساختگرای چارمز انجام گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 23 زن از زمینههای اجتماعی و فرهنگی متنوع در تبریز جمعآوری و با استفاده از کدگذاری اولیه، متمرکز و محوری تحلیل شدند. یافتهها نشان داد زنان دو راهبرد اصلی را بهکار میگیرند: پذیرش محتاطانه که تعادلی میان هنجارهای سنتی و فرصتهای مدرن ایجاد میکند، و مقاومت انتقادی که با چالش محدودیتهای سنتی، نقشهای جنسیتی را بازتعریف میکند. این راهبردها تحت تأثیر ریشههای ساختاری (هنجارهای جنسیتی، ارزشهای مدرن، تجارب زیسته)، عوامل محیطی (خانواده، نهادها، فرهنگ، اقتصاد) و شرایط مداخلهگر (اجتماعی، فرهنگی، نهادی، روانشناختی) در سه سطح فردی، گروهی و اجتماعی شکل میگیرند و پیامدهای آن از حفظ مشروعیت اجتماعی زنان در برابر انتظارات سنتی تا تقویت عاملیت و تغییر اجتماعی را دربرمیگیرد. مطابق نتایج، خوانش دوگانۀ سنت و مدرنیته فرایندی پویا و بازاندیشانه است که در نوسان میان امنیت اجتماعی و تحقق فردیت، به تحول تدریجی فرهنگ سیاسی و اجتماعی زنان میانجامد.