تجربۀ زیستۀ زنان زندانی در یزد؛ مواجهه با انگ، انزوا و چالش‌های بازاجتماعی‌شدن

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد. ایران.

2 دکتری، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

3 کارشناسی ارشد، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

4 دکتری، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

doi
10.22059/jwdp.2025.392665.1008528
چکیده

با افزایش میزان زندانی‌شدن زنان در سال‌های اخیر، مطالعۀ تجربۀ زیستۀ آنان به‌عنوان موضوعی اساسی در حوزۀ جرم‌شناسی و جامعه‌شناسی مطرح شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و روش نظریۀ زمینه‌ای به دنبال درک تجربۀ زیستۀ زنان زندانی است. جمع‌آوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌عمیق و نیمه‌ساختاریافته انجام شده است. نمونۀ مورد بررسی ۲۱ زن زندانی گروه سنی 19-65 سال هستند. نمونۀ حاضر از میان زنان زندانی شهر یزد به‌صورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند و داده‌ها طی سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد زیست در چرخۀ انحراف ساختاری به‌منزلۀ پدیدۀ اصلی حضور یافته است. این پدیده تحت تأثیر عواملی مانند خرده‌فرهنگ بزه‌آفرین، بحران عاطفی و انحراف ثانویه در زنان و نیز با مداخلۀ شرایطی مانند حاشیه‌نشینی اقتصادی و فرهنگی، کودکی سرکوب‌شده و پاره‌ای عوامل زمینه‌ای مانند عواطف مخاطره‌آمیز، انسداد مهارتی و فقر قابلیتی به ورود زنان به فضای بزه و جرم و زیستن در چرخۀ انحراف ساختاری منجر می‌شود. مطابق نتایج، زنان زندانی پیامدهای انزوا تدافعی، فرسایش روانی و هویت تعلیقی را به دوش کشیده‌اند و درنهایت کنش زنان زندانی در مقابل مشکلات، به‌صورت بازآفرینی هویت، احیای معنوی و پالایش روانی رخ داده است.