معمای برآمدن داریوش بزرگ؛ مقایسة روایت‌های ایرانی و یونانی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2 دانشگاه علوم پزشکی کردستان

doi
10.22059/jhss.2018.244448.472894
چکیده

در حالی که بیش از هشتاد سال از چاپ مقالات و کتاب اومستد می­گذرد، فرضیة مشهور او که بنا بر آن ادعای داریوش در سنگ‌نبشتۀ بیستون ، مبنی بر قتل بردیا به دست کمبوجیه و غصب پادشاهی از سوی مغی به نام گئومات، دروغ بوده است، نه کاملاً پذیرفته و نه رد شده است. در اینجا تلاش می­شود الگوهای ادبی و سیاسی متداول در شرق نزدیک باستان در کتیبه­نویسی و مقایسة آن با تاریخ یونانی برای راستی­آزمایی ادعاهای داریوش و تردیدهای شکاکان بررسی شود. روش ما در اینجا بازشناسی احتمال تأثیر پروپاگاندای دولت هخامنشی بر تاریخ‌نگاری یونانی و بررسی تأثیر مثبت یا منفی تناقضات و گزافه‌های موجود در تواریخ یونانی بر اعتبار گزارش بیستون است. بر پایۀ این پژوهش به نظر می‌رسد ایرادات منطقی ماجرا بیشتر به گزارش‌های یونانی برمی‌گردد تا به بیستون . در مقام مقایسه نیز، روایت ایرانیِ ماجرا منطقی‌تر و پذیرفتنی‌تر به ‌نظر می‌رسد. تناقض میان منابع یونانی و بیستون به جای آنکه کلیّت داستان را غیرتاریخی بشناساند، دلیلی ا‌ست بر اینکه روایت‌های یونانی، نتیجة پروپاگاندای دولتی نبود و یونانیان از منابعی پراکنده و مستقل بهره برده بودند. همچنین روشن گشت که سنگ‌نبشتۀ بیستون را باید جلوه‌ای از سنت ادبی و حماسی در ادامة الگوهای مذهبی ایرانی و سیاسی میان­رودانی دانست.