ارزیابی نظریه حق به شهر از منظر جنسیت برای دستیابی به فضای شهری همه‌شمول جنسیتی (موردپژوهی: شهر رشت)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری شهرسازی، گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و هنر، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

2 استادیار گروه شهرسازی، دانشکدۀ معماری و هنر، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

doi
10.22059/jwdp.2024.379162.1008463
چکیده

عدالت، مفهومی فراگیر و جهان‌شمول است که همواره به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اساسی توسعه مورد توجه بوده است. این مفهوم در نگاه حوزه‌های متنوع علمی و پژوهشی می‌تواند تفاسیر متفاوتی داشته باشد. نظریۀ حق‌به‌شهر هانری لوفور که بر پایۀ مفهوم عدالت است، یکی از مهم‌ترین نظریه‌ها دربارۀ مفهوم عدالت در برنامه‌ریزی و طراحی شهری به‌شمار می‌رود. از سوی دیگر مفهومی به نام «شهر همه‌شمول جنسیتی» رویکردی است که به‌دلیل توجه به حقوق زنان در دسترسی به امتیازات و منافع موجود در شهرها و وجود پدیده‌ای به نام جنسیتی‌شدن فضا، طی سالیان اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران برنامه‌ریزی و طراحی شهری را به خود جلب کرده است. این پژوهش با مرور نظریۀ حق‌به‌شهر و بررسی مبانی مرتبط و مشابه، با استفاده از روش کیفی تحلیل تماتیک و کدگذاری باز، مؤلفه‌های اصلی دستیابی به شهر همه‌شمول جنسیتی را در شهر رشت جستجو می‌کند. در این راستا ابتدا در مرحلۀ کدگذاری به ده مضمون محوری رسیدیم که با دسته‌بندی آن‌ها می‌توان گفت چهار مؤلفۀ اصلی دستیابی به فضای همه‌شمول جنسیتی در شهر رشت، امنیت، ویژگی‌های اجتماعی فضا، ویژگی‌های محیطی فضا و فرهنگ برابری جنسیتی را شامل می‌شوند. در پایان نیز پیشنهاداتی در جهت دستیابی به فضای شهری همه‌شمول جنسیتی در شهر رشت ارائه شده است.