نقش آزادیهای سیاسی در نابرابریهای جنسیتی: مشاهدات جهانی
نویسندگان
1 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشجوی دکتری اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
3 کارشناس ارشد، گروه اقتصاد، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
4 استادیار گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران.
doi
10.22059/jwdp.2024.376579.1008449چکیده
در دنیای کنونی، موقعیتهای اجتماعی-اقتصادی زنان و مردان متحول شده است، اما کماکان رگههایی از ایدئولوژیهای مردانه بهویژه در کشورهای توسعهنیافته و درحالتوسعه مشاهده میشود. گروهی معتقدند بقای این نابرابری فرصتها بهلحاظ تاریخی و نهادی، به نقش دولتها بهعنوان سپری که از منافع مردان پاسداری میکرده مربوط میشود. به همین دلیل، پژوهش حاضر با دو روش تجزیۀ واریانس و جنگل تصادفی و بهکارگیری بیش از 2500 مشاهده (94 کشور طی دورۀ زمانی 1970-2020) به بررسی نقش ساختار سیاسی و قدرت در نابرابریهای جنسیتی میپردازد. بدینمنظور از شاخصهای حقوق سیاسی و آزادیهای مدنی و همچنین ابعاد ششگانۀ فرهنگی هافستد استفاده شده است. براساس نتایج تجزیۀ واریانس، دو بعد ساختار سیاسی دموکراتیک (حقوق سیاسی و آزادیهای مدنی) در توضیح تفاوت میان توسعۀ جنسیتی و نابرابری جنسیتی کشورها نقش معنیداری داشتند و بهویژه تفاوت اصلی بین کشورهای غیرآزاد و نیمهآزاد با کشورهای آزاد است. یافتههای جنگل تصادفی نیز تأیید کرد که تأکید بر آزادیهای مدنی و حقوق سیاسی برای برخورداری از جامعهای با تبعیض جنسیتی محدود، امری ضروری است. در مقابل، نتایج مربوط به نقش و اهمیت ویژگیهای فرهنگی، بسیار شکننده است و بسته به نمونه یا شاخص جنسیتی مورد استفاده تغییر خواهد کرد. سیاستگذاران با یک مبادلۀ سیاستی میان آزادی و رفع تبعیض مواجه نیستند، بلکه یک انتخاب همه یا هیچ دارند و تلاش برای نظام سیاسی آزاد و کاهش نابرابری جنسیتی و بهبود توسعۀ انسانی دو روی یک سکه هستند.