صورت‌بندی بعد اجتماعی مفهوم جنسیت در نظام حکمت صدرایی با تأکید بر نظریۀ انسان مکتسب

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و عرفان اسلامی، دانشکده حکمت و تاریخ، جامعه المصطفی العالمیه، قم، ایران.

doi
10.22059/jwdp.2024.366673.1008391
چکیده

هدف از این پژوهش، تبیین و صورت‌بندی بعد اجتماعی مفهوم جنسیت براساس نظریۀ «انسان مکتسَب» در حکمت متعالیه با روش اکتشافی و تحلیلی است. آنچه در آثار فلاسفۀ اسلامی در مسئلۀ جنسیت مشاهده می‌شود، تنها بحث از ذکورت و انوثت است که به تفاوت‌های دو جنس اشاره دارد. تعریف مفهوم جنسیت مبتنی بر نظام فلسفی، نیازمند قواعدی است که بتواند عنصر تغییر و تأثیر اجتماع در هویت انسان را توضیح دهد. مبانی و اصول نظریۀ «انسان مکتسب» در حکمت متعالیه حاوی ظرفیت‌های تبیینی در این خصوص است. طبق اصل اختیار و حرکت جوهری اشتدادی، به‌علاوه اصل اتحاد علم و عالم و اتحاد عمل و عامل، هر آنچه انسان از نظر و عمل به آن اقدام می‌کند ابعاد مختلف هویتی او از جمله هویت جنسیتی او را می‌سازد یا در تشکیل آن نقش دارد. رفتارشناسی در حکمت متعالیه نیز مؤید آن است که هر رفتار جنسیتی نخست آنکه ابعاد اکتسابی دارد، دوم آنکه هویت جنسیتی زن و مرد را شکل می‌دهد. درنهایت، طبق اصول حکمت متعالیه، گرچه عنصر اکتساب، هویت جنسیتی را تعریف می‌کند، اما این تعریف از نظر ارزش‌گذاری خنثی نیست. همچنین حدود این تغییرات نیز در چارچوب فطرت و طبیعت است و فراتر از آن وارد عرصۀ ناهنجاری‌ها می‌شود.