از معنویت تا عقلانیت، کاوش مسیرهای سازگاری و بقای زنان مهاجر حاشیه‌نشین در شهر یزد

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جمعیت‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

2 کارشناس ارشد جمعیت‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

3 دانشیار، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22059/jwdp.2024.363821.1008373
چکیده

بقا مهم‌ترین دغدغۀ بشر در طول تاریخ بوده است. تحرک مکانی (مهاجرت) یکی از راهکارهای انسان برای دستیابی به بقا بوده است. در فرایند مهاجرت، اولین و مهم‌ترین کنش مهاجران، به‌ویژه مهاجران فرودست،کنش‌های بقا و سازگاری‌محور با جامعۀ مقصد است. پژوهش حاضر به دنبال واکاوی چگونگی کنش‌های بقامحور در میان زنان مهاجر حاشیه‌نشین شهر یزد است. روش پژوهش کیفی است و در آن، از رویکرد نظریۀ زمینه‌ای استفاده شده است. مشارکت‌کنندگان 21 نفر از زنان مهاجر به شهر یزد از استان‌های مختلف کشور با مدت اقامت بیش از دو سال بوده‌اند که به‌صورت هدفمند و به شیوۀ نمونه‌گیری نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته است و تحلیل داده‌ها به شیوۀ کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفته است. یافته‌ها نشان داد شکاف نسلی و سیاست‌گذاری‌های نامناسب در مبدأهای مهاجرتی با ایجاد تغییرات گسترده به‌صورت پیوند بقا به مادیات، زنان را وادار به کنش عقلانی و اتخاذ مهاجرت به‌عنوان راهبردی عملی برای دستیابی و حفظ بقا می‌کند. این مسیر غالباً عقلانی، همراه با اندازه‌گیری و محاسبه و با محوریت پول است. اما در فرایند دوام و بقا در مقصد، زنان نیازمند مشوق‌هایی فراتر از پول هستند. هرچند مسیر اصلی سرتاسر محاسبه است، معنویت در زنان با کارکرد امیدزایی و التیام‌بخشی به آسیب‌های روانی، سازگاری زنان مهاجر را افزایش می‌دهد و پشتوانه‌ای برای ایستادگی و تلاش آنان برای تضمین و تسهیل بقا را فراهم می‌کند.