نگرش به مرگ و معنای زندگی در بیماران مبتلا به سرطان در آستانه مرگ: یک مطالعه پدیدارشناختی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه شهید بهشتی، تهران

2 فوق تخصص خون، انکولوژی و طب تسکینی، بیمارستان فیروزگر تهران

3 استاد گروه روانشناسی بالینی و سلامت، دانشگاه شهید بهشتی، تهران

doi
10.30473/hpj.2021.53462.4851
چکیده

مقدمه: شیوه مواجهه آدمی با مقوله مرگ تأثیر شگرفی بر شیوه زیستن او دارد به‌گونه‌ای که می ­تواند انسان را به‌سوی زندگی اصیل و معنادار سوق دهد یا موجب ناامیدی، پوچی و بی­ معنایی زندگی باشد. هدف پژوهش حاضر، دستیابی به نگرش این بیماران نسبت به مرگ و معنای زندگی بود. روش: در این پژوهش از طرح تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. 11 نفر از بیماران تحت مراقبت تسکینی در بیمارستان فیروزگر و مرکز کنترل و پیشگیری از سرطان آلاء به روش هدفمند انتخاب شدند. جمع ­آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ­ساختاریافته و تفسیر داده ­ها به روش کلایزی انجام شد. یافته‌ها: نتایج حاصل از این مطالعه در 6 خوشه اصلی "مرگ، گذاری به دنیایی جدید"، "مرگ، پلی رو به روشنایی"، "مرگ به‌مثابه عبور از حریم امن"، "مرگ، قطع دلبستگی از تعلقات"، "مرگ، آغاز یا پایان راه" و "نگرش به زندگی" و 13 خوشه فرعی دسته­ بندی شد. نتیجه‌گیری: زندگی دشوار همراه با بیماری و مرگ قریب ­الوقوع منجر به از بین رفتن معنای زندگی در بیماران می­ شود و بر نگرش آن­ها نسبت به مرگ نیز تأثیر می ­گذارد؛ بنابراین، مرگ ­اندیشی و معنادرمانی جهت یافتن معنای زندگی و حل تعارضات وجودی در این بیماران ضروری جلوه می­ کند.