تجربه بلوغ دربین دختران تک‌والدِ پدر سرپرست؛ یک مطالعه کیفی در شهر یزد

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

3 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، گروه تعاون و رفاه اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

doi
10.22059/jwdp.2023.359676.1008343
چکیده

بلوغ، پدیده‌ای زیستی، پیچیده و یک برساخت اجتماعی است که به‌صورت متفاوتی در دختران درک و تجربه می‌شود. دختران نوجوانی که در خانواده‌های پدرسرپرست زندگی می‌کنند، ممکن است به دلیل فقدان مادر با چالش‌های خاصی در دوران قاعدگی مواجه شوند. هدف از پژوهش حاضر فهم تجربه قاعدگی و مسائل خاص دختران پدرسرپرست در دوران بلوغ است. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای کیفی است که در سال 1401- 1402 در شهر یزد انجام شد. 10 دختر نوجوان پدرسرپرست 13تا 16 ساله که بیش از 6 ماه با پدر زندگی کرده‌اند، به‌صورت هدفمند وارد مطالعه شدند. داده‌ها با مصاحبة نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با روش تحلیل مضمونی، تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان داد که تجربه بلوغ نزد دختران پدرسرپرست، یک امر پدرانه و مردانه است که با شیوه رفتار پدر مرتبط است. برخلاف پدران بی‌اعتنا به موضوع، دخترانی که پدران آن‌ها سعی بر درک مسئله دارند، بهتر می‌توانند موضوع را مدیریت کنند. سه مضمون برساخت شده تحقیق عبارت‌اند از: پدرِ حامی، پدرِ ‌بی‌اعتنا و بلوغ مسئله‌دار. نتیجه اینکه تجربه‌ی بلوغ دختران اگر چه با تغییرات زیستی آن‌ها مرتبط است، اما عمدتاً برساختی است متأثر از دیدگاه پدر، رفتار و نقش پدرانه‌ی وی در این زمینه. به واقع، در دختران پدرسرپرست، تجربۀ بلوغ، یک بازتولید اجتماعیِ مردانه و پدرانه می‌باشد که ارزش‌ها و هنجاری‌های فرهنگی و اجتماعی بر آن مترتب است. پیشنهاد می‌شود با توجه به گسترش خانواده‌های تک‌والدِ پدرسرپرست، مدارس، مراکز فرهنگی و رسانۀ ملی نقش آگاهی‌بخشی پررنگی درزمینۀ تغییرات بلوغ دختران داشته باشند.