نقش زنان در سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری در پارلمان‌های ملی و منطقه‌ای اروپا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسالمی شهرضا، شهرضا، ایران.

2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/jwdp.2023.349998.1008264
چکیده

در جهان مدرن امروز، یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های توسعه و ثبات کشورها، استفادۀ بهینه از همۀ ظرفیت‌های نیروی انسانی، به‌ویژه درک موضوعیت نقش زنان در امور اجتماعی و سیاسی است. اگرچه مشارکت و رهبری برابر زنان در زندگی سیاسی و عمومی برای دستیابی به اهداف توسعۀ پایدار در جهان ضروری است، بااین‌حال، شواهد حاکی از آن است که زنان در تمام سطوح تصمیم‌گیری در سراسر جهان کمتر حضور دارند و دستیابی به برابری جنسیتی در زندگی سیاسی و اجتماعی را همچنان دور از دسترس می‌بینند. در این میان، اروپا تنها منطقه در عصر کنونی است که ظرف دو دهۀ گذشته و در پرتو سیاست‌گذاری‌های نسبتاً مناسب در حوزۀ زنان، از این فرصت نسبی برخوردار شده است تا ضمن تلاش برای افزایش مشارکت سیاسی زنان در سطوح ملی و منطقه‌ای، از شایستگی و اعتبار زن در مراتب عالی سیاسی، تقنینی و قضایی دفاع کند. نظر به این مهم، مقالۀ حاضر با کاربست نظریۀ فمینیسم و بهره‌مندی از مدل سیاست‌گذاری جونز در پاسخ به سؤال پژوهش به این نتیجه رسید که حضور زنان در مناصب سیاسی ریاست جمهوری، نخست‌وزیری و پست‌های وزارتی، در کنار تصویب قوانینی همچون قانون سقط‌جنین، همیاری خانواده و حمایت از کودکان، مرخصی زنان و مراقبت از کودکان، بهداشت و درمان و بودجۀ رفاه اجتماعی، از جمله عوامل تعیین‌کننده و اقدام‌های مؤثر تقنینی بوده است که به‌تدریج، بستر مناسب برای تثبیت جایگاه زنان در پذیرش مسئولیت‌های بالای سیاسی و پارلمانی را فراهم آورده است.