نقشآفرینی نظام تأمین منابع انسانی در پیشگیری از فساد اداری در بخش دولتی (کاربرد رویکرد تفسیری-ساختاری)
نویسندگان
1 استادیار، گروه نوآوری و توسعه، دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، تهران، ایران .
doi
10.22034/jipas.2024.433006.1679چکیده
هدف: نظام اداری ایران با طیفی گسترده از چالشهای ساختاری و کارکردی مواجه است که در میان آنها، مدیریت منابع انسانی جایگاه ویژهای دارد. یکی از مهمترین و در عین حال بازدارندهترین این چالشها، فساد اداری است که به طور مکرر بهعنوان عاملی کلیدی در تضعیف کارآمدی و مشروعیت بخش دولتی شناخته میشود. با توجه به نقش محوری و تعیینکننده نظامهای منابع انسانی در پیشگیری و کاهش فساد، هدف اصلی این پژوهش، مدلسازی ویژگیها و شاخصهای سیستم تأمین منابع انسانی است که بتواند بهعنوان ابزاری اثربخش در مبارزه با فساد اداری در بخش دولتی عمل کند. در همین راستا، مطالعه حاضر تلاش دارد تا با بهرهگیری از رویکرد مدلسازی تفسیری ساختاری (ISM)، مدلی جامع از اقدامات ضدفساد در نظام تأمین منابع انسانی ارائه نماید و روابط متقابل و سطوح اثرگذاری اجزای مختلف را روشن سازد.روششناسی: این پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری طراحی شده و از روش مدلسازی تفسیری ساختاری برای تبیین روابط میان عوامل مؤثر در نظام تأمین منابع انسانی بهره گرفته است. برای گردآوری دادهها، از مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۹ نفر از مدیران و خبرگان منابع انسانی در بخش دولتی استفاده شد که بر اساس دانش و تجربه عملی در حوزه مدیریت منابع انسانی و فرایندهای حکمرانی انتخاب شدند. دادههای حاصل با استفاده از تکنیک ISM تحلیل گردید تا عوامل شناساییشده در سطوح مختلف اثرگذاری و وابستگی قرار گیرند. برای اطمینان از روایی و دقت نتایج نیز از بازخورد خبرگان و بازبینیهای مکرر استفاده شد.یافتههای پژوهش: یافتههای پژوهش به شناسایی یک ساختار چندلایه و پویا منجر شد. شش مؤلفه در ناحیه پیوندی قرار گرفتند که عبارتاند از: «شایستهسالاری»، «رویههای منصفانه»، «عدم پارتیبازی»، «مشروعیت»، «مستندسازی» و «قانونمحوری». این مؤلفهها ماهیتی پویا دارند؛ به این معنا که هرگونه تغییر در آنها، کل نظام را تحتتأثیر قرار میدهد. علاوه بر این، چهار مؤلفه «پاسخگویی»، «اطلاعرسانی»، «حذف تشریفات اداری» و «کنتـرلهای داخلی» در ناحیه مستقل جای گرفتند که بهعنوان عـوامل زیربنایی، جهتدهی قابل توجهی به کل مدل دارند و نقش اساسی در کارآمدی اقدامات ضدفساد ایفا میکنند. همچنین مؤلفه «شفافیت» در ناحیه وابستگی قرار گرفت که نشاندهنده تأثیرپذیری شدید آن از سایر مؤلفههاست. این نتایج آشکار میسازد که فساد اداری را نمیتوان بهصورت منفرد برطرف کرد، بلکه نیازمند رویکردی نظاممند و هماهنگ بهویژه در حوزه منابع انسانی است.نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش، مبارزه با فساد در بخش دولتی ایران مستلزم بازطراحی و بازآرایی نظامهای منابع انسانی در راستای تقویت شفافیت، شایستهسالاری و پاسخگویی است. مدل تفسیری ساختاری ارائهشده نشان میدهد که هرچند عواملی مانند کنترلهای داخلی و اطلاعرسانی نقش زیربنایی و هدایتگر دارند، موفقیت پایدار در این مسیر در گرو توجه به مؤلفههای پویا همچون مشروعیت، عدالت رویهای و قانونمحوری است. این مطالعه از یکسو بینشهای نظری ارزشمندی درباره روابط میان اجزای نظام منابع انسانی ارائه میدهد و از سوی دیگر دارای پیامدهای عملی برای سیاستگذاران است؛ بهگونهای که میتواند بهعنوان نقشه راهی برای اولویتبندی اصلاحات در نظام تأمین منابع انسانی به کار گرفته شود. در نهایت، نتایج این تحقیق چارچوبی برای ارتقای سلامت نهادی، کاهش فرصتهای فساد و افزایش کارآمدی و اعتماد عمومی به نظام اداری فراهم میآورد.