الگوی انگیزش دانشگران مبتنی بر سبک تفکر ترجیحی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری تخصصی مدیریت منابع انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت، دانشگاه بینالمللی علامه عسکری (ره)، تهران، ایران.
doi
10.22034/jipas.2024.436033.1689چکیده
هدف: هدف این پژوهش، طراحی الگویی از راهبردهای انگیزشی دانشگران مبتنی بر سبک تفکر ترجیحی آنان است. با توجه به افزایش نقش دانشگران در سازمانهای دانشمحور و ناکارآمدی سیستمهای انگیزشی سنتی که بدون در نظر گرفتن تفاوتهای شناختی و ترجیحات فکری طراحی شدهاند، ضرورت پرداختن به این موضوع دوچندان میشود. پژوهش حاضر با هدف پر کردن خلأ موجود در حوزه شناخت و بهکارگیری سبکهای انگیزشی متناسب با ترجیحات فکری بر اساس مدل چهار ربع مغزی ند هرمان انجام شد تا راهنمایی برای مدیران منابع انسانی در تدوین برنامههای توسعه فردی و سازمانی ارائه دهد.روششناسی: از نظر روششناسی، پژوهش از نوع کاربردی، استقرایی، تفسیری و کیفی است که با رویکرد نظریه دادهبنیاد و با مدل استراوس و کوربین (1998) انجام شد. جامعه آماری شامل ۲۱ خبره حوزه مدیریت منابع انسانی، روانشناسی صنعتی و توسعه سازمانی بود که از طریق نمونهگیری نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه نیمهساختاریافته بود و تحلیل دادهها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای اطمینان از روایی و اعتبار پژوهش از شاخصهای اعتبارپذیری، انتقالپذیری، اطمینانپذیری و تأییدپذیری استفاده شد و پایایی با روش توافق میان کدگذاران (بیش از 75%) تأیید گردید.یافتههای پژوهش: یافتهها نشان داد که پدیده محوری پژوهش، انگیزش تطبیقی مبتنی بر ترجیح فکری است که از بهکارگیری راهبردهای درونی و بیرونی شکل میگیرد. راهبردهای درونی شامل دو زیرمقولهی «انگیزهزایی بر اساس قدرت-موفقیت-رشد» و «انگیزهزایی بر اساس تعلق-نفس کار-احترام» و راهبردهای بیرونی شامل سه زیرمقولهی «انگیزهزایی مادی مستقیم»، «انگیزهزایی مادی غیرمستقیم» و «انگیزهزایی غیرمادی» بودند. عوامل علّی مدل در سه گروه فردی، اجتماعی-محیطی و سازمانی-قانونی، عوامل مداخلهگر در سه دسته فرهنگی-سازمانی، نگرش فردی و نگرش مدیران ارشد و عوامل زمینهای تحت عنوان ملاحظات تسهیلکننده توسعهبخش شناسایی شدند. پیامدهای الگو نیز در سه بعد توسعه فردی، توسعه سازمانی و توسعه اجتماعی طبقهبندی گردیدند. نتیجهگیری: بر اساس نتایج، انطباق سیستمهای انگیزشی با سبک تفکر ترجیحی دانشگران در چهار ربع مغزی A، B، C و D موجب افزایش رضایت شغلی، تعهد سازمانی، تمایل به ماندگاری، بهرهوری و ارتقای خلاقیت میشود. بهعنوان مثال، دانشگران با ترجیح A از پاداشهای مبتنی بر عملکرد و ارائه قدرت تصمیمگیری انگیزه میگیرند، در حالیکه تیپ C بیشتر از طریق تعاملات انسانی و قدردانی اجتماعی برانگیخته میشود. نتیجهگیری کلی این است که طراحی الگوی انگیزش دانشگران بر اساس ترجیحات فکری، رویکردی نوآورانه برای توسعه منابع انسانی به شمار میآید و میتواند اثربخشی سیاستهای انگیزشی سازمانها را بهصورت معناداری افزایش دهد. این الگو با فراهم کردن چارچوبی پویا برای شناخت تفاوتهای شناختی، زمینهساز برنامهریزی دقیقتر برای رشد فردی و بهبود عملکرد سازمانی در محیطهای دانشی خواهد بود.