اثربخشی مداخله مبتنی بر رویکرد تحلیل وجودی- معنویت بر کیفیت و معنای زندگی بیماران مبتلا به مولتیپلاسکلروزیس (MS)

نویسندگان

1 گروه روان شناسی بالینی و سلامت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 پژوهشکده خانواده، دانشگاه شهید بهشتی، تهران،ایران.

3 گروه روان شناسی بالینی و سلامت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

4 گروه روان شناسی بالینی و سلامت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

5 گروه روان شناسی بالینی و سلامت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.30473/hpj.2020.48635.4563
چکیده

مقدمه: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر رویکردهای تحلیل وجودی و معنویت بر کیفیت و معنای زندگی مبتلایان به ام‌اس صورت پذیرفت. روش: پژوهش به روش تک شرکت‌کننده‌ و طرح آزمایشی خط مبنا چندگانه، انجام شد. 5 نفر به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند در دسترس انتخاب و مورد مداخله قرار گرفتند. مداخله‌ در 12 مبحث، هفته‌ای دو جلسه یک‌ساعته برگزار شد. جهت بررسی فرآیند و مکانیسم تغییرات از مقیاس‌های معنای زندگی و کیفیت زندگی در مبتلایان به ام‌اس استفاده شد. بعد از به دست آوردن نمرات خط مبنا در مرحله پیش‌آزمون، شرکت‌کنندگان طی شش مرحله در فرآیند مداخله و دو مرحله پیگیری به مقیاس‌ها پاسخ دادند. داده‌ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (RCI)و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. یافته‌ها: درصد بهبودی در دو مقیاس در سه مرحله و برای 5 شرکت‌کننده محاسبه شد. میانگین درصد بهبودی در مرحله مداخله برای معنایابی زندگی 32/114% و برای کیفیت زندگی 14/79% به دست آمدو در مرحله پیگیری برای معنایابی زندگی 5/185% و برای کیفیت زندگی برابر با 28/123% برآورد شده است. مداخله بر کیفیت و معنای زندگی مبتلایان تأثیر مثبت و پایداری داشته، اما خرده مقیاس‌ها با مکانیسم متفاوتی تغییر کرده‌اند. نتیجه‌گیری: مداخله مبتنی بر تحلیل وجودی و معنویت با تأثیرگذاری بر سطوح مختلف معنای زندگی، کیفیت زندگی مبتلایان را در دو سطح جسمی و روانی ارتقا بخشیده است؛ بنابراین در مداخلات روانشناختی برای مبتلایان به ام‌اس می‌توان از این رویکرد سود جست.