کاوش پویاییهای سازمانی با طرح نگاشت تفسیری (10چ) در نظریه دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکدة علوم اداری و اقتصاد دانشگاه ولیعصر، رفسنجان، ایران.
doi
10.22034/jipas.2025.392974.1586چکیده
هدف: پارادایم تفسیری در مطالعات علوم انسانی دارای راهبردهای پژوهشی گوناگونی از جمله نظریة دادهبنیاد است. برای این راهبرد پژوهشی بهطور رایج سه طرح اصلی سامانمند، نوآیند و ساختگرا ارائه شده است که هر یک اسلوب خاص خود را برای تحقق این راهبرد در پیش گرفتهاند. مطالعة حاضر کوشیده است تا با نظرداشت اهمیت کاوش پویاییهای سازمانی در مطالعات مدیریت، طرح جدیدی را با عنوان «نگاشت تفسیری (10چ)» در عرض طرحهای سهگانه ارائه کند.روششناسی: برای انجام این مطالعه، پس از تشریح سه طرح رقیب مهم و رایج نظریة دادهبنیاد، مؤلفههای دهگانه و طرح پژوهش نگاشت تفسیری (10چ)، از جمله روشهای گردآوری و تحلیل دادهها، معرفی و تشریح گردیده است. سپس، برای آشنایی بیشتر با این طرح، یک نمونه از پژوهش انجامشده با استفاده از نگاشت تفسیری واکاوی شده است. در ادامه، ممیزات طرح نگاشت تفسیری (10چ) از حیث فرایند الگوکاوی و بنیاد فلسفی با سه طرح دیگر مقایسه گردیده است.یافتههای پژوهش: طرح نگاشت تفسیری (10چ) با استفاده از استعارة کاروانهای کوهنورد، مسیر تولید نظریه را به سفر کاروانها در رشتهکوهی با قله یا قلههای متعدد تشبیه میکند. هر کاروان با چاوشی حرکت خود را آغاز میکند و از چمهای پر پیچ و خم، منزلگاههایی (چشمهها) و گاه حلقههای تکراری (چنبره) عبور میکند و در نهایت به قله (چکاد) یا قلههای مختلف میرسد. این طرح شامل ده مؤلفة اساسی با سرواژة «چ» است که روند پژوهش و تولید نظریه را شبیهسازی میکند. در این طرح، دادهها، اعم از مصاحبه، مشاهده، اسناد، تصاویر و یادداشتهای میدانی، در چارچوب روش نمونهگیری نظری گردآوری و در سه مرحله تحلیل میشوند: کدگذاری باز (شناسایی مفاهیم با تمرکز بر معانی نمادی)، کدگذاری شبکهای (مقولهسازی و تبیین ارتباط میان آنها با بازخورد گرفتن از مشارکتکنندگان)، و کدگذاری انتخابی (تلفیق دیدگاههای متکثر و سرایش چکامه یا ارائة نظریة نهایی). استفاده از نرمافزارهای تحلیلی برای فروشکنی نقشة حاوی مقولهها و روابط میان آنها و کشف الگوهای حاکم بر آن، ممکن و کارگشا است. این طرح در دو محور الگوی فرایندکاوی و بنیاد فلسفی با طرحهای دیگر تفاوت دارد. بنیاد فلسفی آن بر تعاملگرایی نمادی استوار است و از منطق پدیدارنگاری الهام میگیرد؛ از این رو نقش فعال مفسر پژوهشگر و تفاسیر متکثر مشارکتکنندگان پژوهش را میپذیرد و در عین حال به رگههای اثباتگرایانه آغشته نیست. الگوی فرایندکاوی این طرح پسینی و منعطف است. طرح نگاشت تفسیری (10چ) به اتکای کدگذاریهای خاص خود توان تحلیل دادههای پیچیدة انسانی و اجتماعی و نیز کشف فرایند/فرایندهای اجتماعی پایه را در ارتباط با پدیدة مورد مطالعه دارد.نتیجهگیری: طرح نگاشت تفسیری (10چ) از عینیتگرایی نهفته در طرحهای سامانمند و نوآیند پرهیز میکند و همساز با طرح ساختگرا، با رسمیتبخشی به ذهنیتهای متکثر مشارکتکنندگان پژوهش و دریافتهای انفرادی و انضمامی پژوهشگر، در عین حال بر خلاف آن، با وفاداری به تبعیت از چارچوبی منطقی مبتنی بر کاربست استعارة کاروانهای کوهنورد، به کاوش فرایندهای نهفته در بروز پدیده در بستر رخداد آن در قالب شبکهای از روابط میان مقولهها میپردازد و در عین حال، از ظرفیت الگوهای بصری، نظیر مدلهای مفهومی پسینی استفاده میکند. گزارههای حکمی متنوع برآمده از مدل کاوششده در این طرح، راه را برای مطالعات پراگماتیستی، بهویژه در دانش کاربردی مدیریت، از رهگذر روش آمیختة اکتشافی هموار میسازد.