فهم نسلی وفاداری و سازوکارهای مواجهه با بی‌وفایی (تجربۀ دختران تهرانی و مادران آن‌ها)

نویسندگان

1 گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jwdp.2023.351235.1008276
چکیده

هدف پژوهش حاضر پاسخ‌دادن به این پرسش است که دختران و مادرانشان چگونه وفاداری را فهم و معنا می‌کنند. به عبارتی میان فهم و درک دختران و مادرانشان از وفاداری چه تفاوتی وجود دارد؟ همچنین در امتداد آن، این سؤال مطرح می‌شود که راهبرد این دو گروه هدف در مواجهه با بی‌وفایی چیست. در خلال پاسخ به این پرسش‌ها و رصد تحولات معنایی و ارزشی مفهوم وفاداری، تفاوت معنادهی، مواجهه و راهبرد‌های به‌کاررفته توسط دختران متأهل و مادرانشان در مواجهه با فقدان وفاداری مورد مداقه قرار گرفت. از مجموعۀ مفاهیم نظری «عشق سیال» باومن، «رابطۀ ناب» گیدنز، «سرمایه‌داری عاطفی» ایلوز، «ستایش عشق» بدیو، «انواع کنش‌های معنادار» وبر، مفهوم مدارای اجتماعی و مواردی از این قبیل برای ایجاد حساسیت نظری در کار پژوهش استفاده شد. به کمک مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، داده‌ها از 24 مصاحبه با دختران 23-33 سالۀ (متأهل) شهر تهران و مادرانشان جمع‌آوری شد. با استفاده از روش تحلیل تماتیک، 15 مضمون اصلی به‌دست آمد که آن‌ها را در سه محور دسته‌بندی کردیم. محور اول تصور معنایی از وفاداری است، محور دوم شامل راهبرد‌ها و محور پایانی مداخله‌گرها است.