بازشناسی پیشرانهای دولت-ملتسازی با رویکرد توسعه پایدار در ایران
نویسندگان
1 دانشیارگروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت واقتصاد، واحدعلوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دکترا، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/jipas.2024.376808.1549چکیده
هدف:پژوهش حاضر با هدف بازشناسی پیشرانهای مؤثر بر فرآیند دولت-ملتسازی با تمرکز بر رویکرد توسعه پایدار در ایران انجام شده است. با توجه به اهمیت روزافزون یکپارچگی ملی، ثبات سیاسی و عدالت اجتماعی در پیشبرد توسعه پایدار، این مطالعه تلاش دارد با شناسایی عوامل کلیدی در تحقق دولت-ملتسازی پایدار، مبنایی نظری و تجربی برای خطمشیگذاری راهبردی در سطح ملی ارائه دهد.روششناسی: این پژوهش از نوع آمیخته (کیفی-کمی) و مبتنی بر روش همبستگی است. در بخش کیفی، از تحلیل مضمون و مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان حوزه علوم سیاسی، مدیریت دولتی و جامعهشناسی استفاده شد. در بخش کمی، دادهها با استفاده از پرسشنامه محققساخته ۷۷ گویهای جمعآوری و از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی تحلیل گردید. نمونه آماری شامل ۳۸۴ نفر از کارشناسان رشتههای مرتبط بود. روایی ابزار از طریق روایی محتوایی و صوری و پایایی آن با آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأیید شد.یافتههای پژوهش: یافتهها نشان دادند که پیشرانهای دولت-ملتسازی با رویکرد توسعه پایدار در قالب ۷ دسته اصلی شامل عوامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی، اقتصادی، جغرافیایی و زیستمحیطی طبقهبندی میشوند. در میان این عوامل، شاخصهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارای بالاترین بار عاملی بودند. همچنین مدل اندازهگیری از نظر پایایی و برازش در وضعیت مطلوبی قرار داشت. متغیرهای درونزا نظیر پیشرانهای سیاسی و اجتماعی، تأثیرگذاری بالایی در تبیین مدل مفهومی داشتند. از جمله مهمترین مؤلفهها میتوان به مشروعیت سیاسی، مشارکت سیاسی، هویت ملی، انسجام اجتماعی و توسعه فرهنگ عمومی اشاره کرد.نتیجهگیری: دولت-ملتسازی در ایران بهرغم قدمت تاریخی، همچنان در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و با چالشهایی چون تفرق قومی، بیعدالتی اجتماعی و بیثباتی سیاسی مواجه است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که توجه همزمان به مؤلفههای فرهنگی و سیاسی میتواند نقش تعیینکنندهای در تقویت انسجام ملی و شکلدهی به فرآیند ملتسازی پایدار ایفا کند. پیامدهای عملی این پژوهش شامل ارائه الگوی سیاستگذاری مبتنی بر پیشرانهای توسعهمحور برای نهادهای حاکمیتی، تأکید بر اهمیت هویت مشترک و ارتقای مشارکت سیاسی شهروندان است. این الگو میتواند به عنوان راهنمایی برای برنامهریزان و تصمیمگیران در جهت کاهش شکاف دولت و ملت، تقویت حکمرانی مؤثر و تحقق توسعهای متوازن و درونزا مورد استفاده قرار گیرد.