شناسایی و اولویتبندی خطمشیهای مقابله با شکستهای پیش روی فرارسی فناورانه در صنعت پتروشیمی ایران
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت عملیات و بهرهوری، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد و دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22034/jipas.2024.392404.1581چکیده
هدف: تحولات اقتصادی و صنعتی در دهههای اخیر نشان میدهد که تکیه صرف بر منابع طبیعی و نیروی کار ارزان دیگر نمیتواند مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند و رشد بلندمدت اقتصادی عمدتاً در گرو ارتقای فناوری و نوآوری است. تجربه کشورهایی مانند کره جنوبی و چین نیز بیانگر آن است که دستیابی به فرارسی فناورانه مستلزم سیاستگذاری فعالانه و غلبه بر شکستها و موانع متعدد است. در این میان، ایران با وجود ظرفیتهای گسترده انسانی و طبیعی، هنوز در عبور از این مسیر با چالشهای ساختاری، نهادی و بینالمللی روبهرو است. این پژوهش با تمرکز بر صنعت پتروشیمی، بهعنوان یکی از مهمترین صنایع راهبردی کشور، به دنبال شناسایی شکستها و موانع اصلی فرارسی فناورانه و ارائه ابزارهای سیاستی مناسب برای غلبه بر آنها است. همچنین این پژوهش به اولویتبندی سیاستهای پیشنهادی میپردازد تا الگویی بومی و کارآمد برای تقویت توانمندیهای فناورانه در ایران فراهم شود.روششناسی: این پژوهش در دو مرحله اصلی طراحی شده است. در مرحله نخست، از طریق روش تحلیل مضمون، شکستها و موانع موجود در مسیر فرارسی فناورانه صنعت پتروشیمی شناسایی شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان صنعت و سیاستگذاری، بررسی اسناد و گزارشهای رسمی، و مرور ادبیات نظری گردآوری شد. کدگذاری دادهها در چند مرحله انجام گرفت تا مدل مفهومی نهایی از شکستها و موانع ترسیم شود. در مرحله دوم، بهمنظور ارائه راهکارها، سیاستهای پیشنهادی از دل مصاحبهها و منابع تخصصی استخراج و سپس پالایش و دستهبندی شدند. برای اولویتبندی سیاستهای پیشنهادی از روش تصمیمگیری چندمعیاره تاپسیس استفاده شد. بدین منظور شاخصهایی برای مقایسه سیاستها انتخاب گردید که طی یک نشست گروه کانونی با حضور متخصصان حوزه سیاستگذاری و صنعت تعیین شدند. در نهایت پنج شاخص بهعنوان معیارهای اصلی در پرسشنامه پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند: سهولت اجرا (میزان راحتی و سرعت در پیادهسازی سیاستها)، همراسـتایی با اسـناد و سیـاسـتهای کلان (مـیزان پشـتیبانی و تطابـق سیاستهای ملی با گـزینه پیشنهادی)، کارایی (نسبت هزینهها به میزان اثرگذاری و تغییر مثبت در صنعت)، تناسب با ساختار موجود (میزان قابلیت اجرایی در چارچوب نهادی و سازمانی صنعت پتروشیمی) و گستردگی و پوشش (دامنه تأثیر سیاست بر شکستها و موانع مختلف و وسعت بخشهای تحت پوشش صنعت). پاسخدهندگان پرسشنامه بر اساس این شاخصها اقدام به ارزیابی و رتبهبندی سیاستها کردند و نتایج آن مبنای تحلیل و اولویتبندی نهایی قرار گرفت.یافتههای پژوهش: نتایج نشان داد که صنعت پتروشیمی ایران با ده نوع شکست شامل شکست سیاستگذاری، شکست هدفگذاری، شکست طراحی، شکست سیستمی، شکست بازار، شکست شناختی، شکست مدیریتی، شکست قابلیت، شکست یادگیری و شکست اندازه، و همچنین با دو مانع اساسی یعنی تحریمهای بینالمللی و قدرت نظم بازارهای جهانی مواجه است. در مدل نهایی، شکستهای شناساییشده در سه سطح بنگاه، صنعت و دولت (حاکمیت/کلان) دستهبندی شده است. بر اساس تحلیلها، شانزده سیاست متناسب برای مقابله با این شکستها و موانع شناسایی و اولویتبندی شد.نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که بدون اصلاح سیاستگذاریها و اتخاذ رویکردهای مناسب در مواجهه با شکستها و موانع شناساییشده، فرارسی فناورانه در صنعت پتروشیمی محقق نخواهد شد. اجرای سیاستهای پیشنهادی میتواند پیامدهای عملی مهمی همچون ارتقای توانمندی فناورانه، کاهش آسیبپذیری در برابر تحریمها و بهبود موقعیت رقابتی ایران در بازارهای جهانی را به دنبال داشته باشد. در مجموع، پیام اصلی این مطالعه آن است که موفقیت در فرارسی فناورانه نیازمند تمرکز همزمان بر چند سطح سازمانی و نهادی، طراحی سیاستهای شبکهای برای مقابله با شکستها و موانع، و تطبیق دقیق سیاستها با شرایط اقتصادی، فناورانه و نهادی کشور است. این یافتهها، علاوه بر کاربرد عملی در مدیریت و سیاستگذاری صنعت پتروشیمی، میتواند بهعنوان الگویی تحلیلی برای سایر صنایع راهبردی کشور و طراحی سیاستهای توسعه فناوری در ایران مورد استفاده قرار گیرد.